جستجو در مقالات منتشر شده


423 نتیجه برای روستایی

مهیم شیهکی تاش، عبدالعزیز ولی نفس، ابوبکر رئیسی،
دوره 7، شماره 25 - ( 9-1397 )
چکیده

این مطالعه عوامل مؤثر بر کارآفرینی غیرکشاورزی را در ارتقاء کیفیت زندگی روستائیان شناسایی و رتبه‌بندی می‌کند. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش انجام تحقیق توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری در این پژوهش، سرپرستان خانوار روستاهای بخش زرآباد از توابع شهرستان کنارک می‌باشند. برای تحلیل یافته‌های پژوهش از آزمون T- test تک نمونه‌ای و آزمون کای اسکور استفاده شده است. یافته‌های تحقیق مؤید آن است که از بین عوامل اجتماعی کارآفرینی غیرکشاورزی در ارتقاء کیفیت زندگی روستائیان، شاخص سرمایه­های اجتماعی با میانگین 5/4 بیشترین تأثیر را دارد؛ و از میان عوامل اقتصادی، کیفیت اشتغال با میانگین 38/3 بیشترین تأثیر را در ارتقاء کیفیت زندگی روستائیان دارد؛ و همچنین از بین عوامل محیطی کارآفرینی غیرکشاورزی در ارتقاء کیفیت زندگی روستائیان شاخص کیفیت مسکن با میانگین 25/3 بیشترین تأثیر را دارد؛ و از بین عوامل اجتماعی، اقتصادی و محیطی مؤثر بر کارآفرینی غیرکشاورزی عوامل اجتماعی با میانگین 25/3 بیشترین تأثیر را در ارتقاء کیفیت زندگی روستائیان دارد.
 

نغمه صاحبی، عیسی پوررمضان، محمد باسط قریشی، تیمور آمار حاجی شیرکیا،
دوره 7، شماره 25 - ( 9-1397 )
چکیده

در طی دهه‌های اخیر صنعت گردشگری و به‌ویژه شاخه روستایی آن، جایگاه خاصی را در اقتصاد کشورها بدست آورده و نقش فعال و مؤثری را در ارتقاء ساختار اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی کشورها به‌خصوص در کشورهای رو به توسعه ایفا می‌کند. نواحی روستایی شهرستان لنگرود، یکی از نواحی پر جاذبه در استان گیلان است که همواره مقصد گردشگری بسیاری از گردشگران و علاقمندان را به خود اختصاص داده است. آسیب‌شناسی فعالیت‌های گردشگری در نواحی روستایی این شهرستان، هدف اصلی این پژوهش است که به منظور دستیابی به آن از روش تحقیق توصیفی - تحلیلی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش 15 روستای دارای زمینه­های گردشگری روستایی شهرستان لنگرود  بوده که به شیوه هدفمند و قضاوتی انتخاب شده­اند. حجم نمونه‌ با استفاده از روش کوکران، 342 نمونه برآورد شده که به روش تصادفی-  سهمیه‌ای بین ساکنان محلی، مدیران و کارشناسان اداری شهرستان لنگرود توزیع شده است. نتایج  پژوهش نشان می‌دهد که مؤلفه‌های افزایش قیمت زمین و حتی بورس بازی زمین و گسترش دلالی‌ها با میانگین وزنی 19/4، افزایش اجاره بهای مسکن و یا کالا‌هایی که برای زندگی روزمره مردم لازم‌اند با میانگین وزنی 94/3 و تغییر ماهیت مغازه‌های عرضه‌کننده کالاهای لازم و مورد نیاز ساکنان به مغازه‌هایی برای عرضه کالا به گردشگران با میانگین وزنی 63/3 بیش از سایر مؤلفه‌ها باعث ایجاد ناپایداری‌ و آسیب­های اقتصادی در روستاهای مورد مطالعه شده­اند. همچنین در بین مؤلفه‌های مورد بررسی پیامدهای نامطلوب اقتصادی، مؤلفه افزایش دستمزدها با میانگین وزنی 20/3، کمترین تأثیر را داشته است.

محمدرضا سلیمی سبحان، سلمان فیضی، محمد یاپنگ غراوی،
دوره 7، شماره 26 - ( 11-1397 )
چکیده

توسعه پایدار گردشگری روستایی قادر به تأمین نیاز گردشگران، فراهم ساختن فرصت­هایی برای افزایش رشد اقتصادی، حفاظت از مکان­های فیزیکی روستا و بهبود کیفیت زندگی است، این صنعت به‌صورت هم‌زمان قادر به افزایش فرصت­ها از طریق ایجاد زمینه­های همزیستی توسعه پایدار و کیفیت زیست‌محیطی است. این ویژگی­ها باعث شده است تا مفهوم توسعه پایدار به‌صورت گسترده­ای در میان جوامع علمی موردبحث قرارگرفته و توسعه گردشگری پایدار به ابزاری مهم جهت مدیریت پایدار جوامع روستایی مبدل شود. هدف اصلی پژوهش بررسی تأثیر کارآفرینی روستایی برحمایت ساکنان از توسعه پایدار گردشگری با تأکید بر نقش میانجی محیط اجتماعی روستا در روستاهای دهستان سردابه اردبیل است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی، جامعه آماری پژوهش خانوارهای ساکن در دهستان سردابه اردبیل است که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 286 خانوار برآورد گردید. داده­های پژوهش به‌صورت اسنادی و پیمایشی(پرسشنامه) جمع‌آوری شد به‌منظور آزمون فرضیه­های پژوهش از مدل‌سازی معادلات ساختاری در محیط نرم‌افزار Lisrel  استفاده شد یافته­های پژوهش نشان داده است که کارآفرینی روستایی بر محیط اجتماعی روستا و حمایت ساکنان از گردشگری پایدار روستا تاثیرمثبت و معناداری دارد. همچنین نشان داد که محیط اجتماعی روستا بر حمایت ساکنان از توسعه پایدار گردشگری موثر بوده و اثرات محیط اجتماعی روستا در رابطه بین کارآفرینی روستایی با توسعه پایدار گردشگری به عنوان نقش میانجی دارای  تأثیر مثبت و معناداز است.

علی اکبر عنابستانی، سیدرضا حسینی کهنوج،
دوره 7، شماره 26 - ( 11-1397 )
چکیده

با توجه به نقش فعالیت های کشت و صنعت­ در ایجاد اشتغال در مناطق روستایی، مقاله حاضر با هدف تبیین و شناسایی متغیرهای کلیدی موثر و نقش آن ها بر اشتغال زایی فعالیت های شرکت کشت و صنعت جیرفت با رویکرد آینده نگاری راهبردی و با استفاده از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع صورت پذیرفته است. ابتدا با استفاده از روش کیفی و به صورت میدانی، عوامل اصلی شناسایی شده و سپس جهت تحقق رویکرد آینده پژوهی، با استفاده از روش دلفی و در قالب نرم افزار میک مک، عوامل از بعد تاثیرگذاری یا تاثیرپذیری مورد آزمایش قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش را  75 نفر از مروجان، کارشناسان جهاد کشاورزی و اساتید صاحب نظر تشکیل می دهند که بیشترین ارتباط را با این بحث داشته اند و از بین آن‌ها 50 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده است. نتایج نشان داد؛ متغیرهای نوسانات کم محصولات کشاورزی (54)، تخصیص یارانه به سرمایه گذاران و حمایت از کارآفرینان (50)، همراهی سازمان امور مالیاتی برای کاهش تعرفه مالیات (48)، کاهش هزینه های تولیدی اعضاء (48) و توسعه زنجیره­های تأمین محصولات و فرآورده های گوناگون کشاورزی (47) به ترتیب بالاترین ارزش ستونی محاسبه شده و دارای بیشترین میزان تاثیرگذاری نسبت به سایر متغیرها می باشند و در تاثیر غیرمستقیم متغیرها بر یکدیگر، متغیرهای نوسانات کم محصولات کشاورزی (94020)، تخصیص یارانه به سرمایه گذاران و حمایت از کارآفرینان(88616)، همراهی سازمان امور مالیاتی برای کاهش تعرفه مالیات(84718)کاهش هزینه های تولیدی اعضاء(84008) و توسعه زنجیره­های تأمین محصولات و فرآورده های گوناگون کشاورزی(83026) به ترتیب دارای بیشترین ارزش ستونی محاسبه شده و دارای بیشترین میزان تاثیرپذیری از دیگر متغیرها بوده است.

پرویز ضیائیان فیروزآبادی، اسداله نجفی، حمید جلالیان،
دوره 7، شماره 26 - ( 11-1397 )
چکیده

شبکه حمل‎ونقل یکی از زیرساخت‎ها و خدمات اساسی در هر ناحیه جغرافیایی است که نقش مستقیم در رشد و توسعه ناحیه دارد. در این پژوهش، اثرات فضایی حمل‎ونقل بر توسعه روستایی استان تهران بر مبنای آمار فضایی تحلیل شده است. با توجه به ماهیت مکانی داده‎ها و وابستگی فضایی این داده‎ها برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات از انواع توانمندی های سیستم اطلاعات جغرافیایی و تحلیل‌های آمار فضایی بر مبنای تحلیل تشابه کسینوسی و شاخص جاکارد استفاده شده است. واحد تحلیل، 71 دهستان‎ استان تهران بوده که آمار و داده‏های رسمی مربوط به وضعیت اجتماعی، اقتصادی و خدماتی – زیرساختی آنها با هم تحلیل و مقایسه گردید. علاوه بر این، در هر دهستان یک روستا بطور تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شد تا اطلاعات به‎روز و کامل‎تری از وضعیت جریانات فضایی موجود در روستا و دهستان به دست آید. با احتساب حداقل 10 خانوار نمونه برای هر روستا، حجم نمونه برای تکمیل پرسشنامه 708 خانوار تعیین گردید. 45 شاخص مدنظر قرار گرفت و با روش‎های میدانی و پیمایشی اطلاعات مورد نیاز جمع‎آوری گردید. براساس تحلیل تشابه کسینوسی و شاخص جاکارد بیشترین میزان تأثیر حمل و نقل بر روی مؤلفه های اقتصادی با 67% مربوط به صنایع، و کمترین میزان تأثیر مربوط به بخش گردشگری با 19% است، همچنین تأثیر پذیری شاخص ها از حمل‌ونقل در دهستان های مختلف نیز متفاوت است. این موضوع از طریق تحلیل فضایی قابل شناسایی است، در صورتی که با استفاده از تحلیل های آماری کلاسیک نتیجه ای کلی برای کل منطقه حاصل می‌شود.

چیا صالحی بابامیری، نصرالله مولائی هشجین، اکبر معتمدی مهر، تیمور آمار،
دوره 7، شماره 26 - ( 11-1397 )
چکیده

پویایی و تحول در سکونتگاه­های انسانی متاثر از عوامل درونی و بیرونی است که میزان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری در شهرها رابطه مستقیم با وسعت و جمعیت دارد اما سکونتگاه های روستایی عموماً تاثیرپذیر هستند. این تاثیرپذیری علاوه بر ساختار فضایی – کالبدی بر روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز است. ضمن تاکید بر این موضوع که تغییرات اقتصادی در روستاها نیز تابعی از شرایط عمومی در سطح ماکرو همچون؛اقتصاد جهانی، سیاستهای بین المللی، ملی و ناحیه ای است،  میزان پذیرش این تغییرات در نقاط مختلف متفاوت و با سرعت­های متغیر صورت می پذیرد که با فاصله از شهر رابطه مستقیم دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی روند تحولات اقتصادی روستاهای پیرامونی شهر سقز به منظور شناخت و تجزیه و تحلیل و آسیب شناسی، انجام گرفته که در آن تغییرات گویه های مرتبط با ساختار اقتصادروستایی مانند؛ وضعیت اراضی زراعی و باغی، تعداد شاغلین و بیکاران، وضعیت ساختار شغل اصلی و داشتن شغل دوم مورد ارزیابی قرارگرفته همچنین در ادامه میزان اثرات توسعه کالبدی یک شهر میانه اندام (سقز) بر آنها بویژه؛ کاهش مساحت اراضی کشاورزی، کاهش فعالیتهای زراعی و دامی، بهبود و ضعیت اشتغال و اشتغال در شهر، پس از پیروزی انقلاب اسلامی مورد سنجش، ارزیابی و آزمون قرار گرفته است.  نتایج و یافته­های پژوهش نشان از سرعت تحولات می­دهد که نمود آن علاوه برمسائل اقتصادی،  ویژگی­های کالبدی و اجتماعی- فرهنگی را نیز در بر می گیرد که در این خصوص می توان به کاهش مساحت اراضی کشاورزی بدلیل الحاق به شهر (ادغام روستاهای صالح آباد و قوخ در داخل شهر پس از انقلاب) و یا تبدیل شدن به خانه باغی هایی به منظور گذران اوقات فراغت شهرنشینان اشاره نمود. همچنین می توان به از بین رفتن دامداری سنتی در روستاها، اشتغال اهالی روستاها در شهر بعنوان شغل دوم، تغییر در ساختار اشتغال اهالی از بخش کشاورزی به خدمات و صنعت  نیز اشاره نمود. روستاهای پیرامونی شهر سقز که دارای مرز بلافصل هستند به عنوان جامعه نمونه انتخاب گردیده و شیوه جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و میدانی انجام شده است.

سیدیاسر حکیم دوست، محمود مرادی، شاهبختی رستمی، عبدالحمید نظری،
دوره 7، شماره 26 - ( 11-1397 )
چکیده

وجود روستاهای پویا، فعال و دارای شرایط مناسب زیستی در مرزها با شناسایی مشکلات و عوامل موثر در ناپایداری  آنان میسر خواهد بود. هدف از انجام تحقیق بررسی زیست پذیری روستاهای شهرستان هیرمند می باشد. این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی و از حیث روش تحقیق توصیفی و تحلیلی می باشد. در پژوهش حاضر با توجه به موضوع تحقیق به منظور دستیابی به حداکثر ضریب دقت از نمونه گیری تصادفی استفاده شده است که با توجه به سه پارامتر پراکنش روستاهای منطقه از لحاظ فاصله از مرز و پراکندگی در تمام سطح شهرستان، از طبقات مختلف جمعیتی و بر اساس کامل بودن اطلاعات آماری، 44 روستای شهرستان هیرمند از 290 روستای داراس سکنه به صورت نمونه و بر طبق فرمول کوکران، 360  نفر از سرپرستان خانوار به عنوان جامعه نمونه نیز انتخاب گردیدند.نتایج حاصل از تحلیل موران دو متغیره نشان می دهد 7 روستا از 44 روستای مورد مطالعه، در وضعیت کاملا مطلوب و 12 روستا در وضعیت بحرانی از حیث زیست پذیری و رعایت ملاحظات پدافند غیر عامل قرار دارند. همچنین نتایج حاصل از تحلیل HOT/SPOT نشان می دهد، 8 خوشه در منطقه به طور پراکنده در جنوب شرق شهرستان هیرمند شناسایی گردید که  شرایط ناپایداری و امنیتی سکونتگاه های واقع در این خوشه ها لزوم توجه بیشتر را می طلبد همچنین 15 روستای شهرستان هیرمند به نوعی یا دارای شرایط زیست پذیری بالا و رعایت ملاحظات پدافند غیر عامل پایین یا برعکس هستند که لازم است جهت افزایش امنیت منطقه، زیست پذیری و رعایت ملاحظات پدافند غیر عامل در تمامی روستای مورد نظر تقویت گردد.

بهروز راسخی، رضوان قنبری موحد، امیرحسین علی بیگی،
دوره 7، شماره 26 - ( 11-1397 )
چکیده

شناخت نیازهای خدماتی کارآفرینان امکان ارائه خدمات مناسب از سوی دولت  به کارآفرینان را فراهم می­سازد.  هدف از این پژوهش شناسایی نیازهای خدماتی کارآفرینان کشاورزی می باشد. جامعه آماری شامل 260 نفر از کارآفرینان کشاورزی شهرستان کرمانشاه بودندکه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، حجم نمونه 152 نفر تعیین شد. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. نتایج نشان داد که "بازاریابی محصولات" مهم ترین نیاز خدماتی از دیدگاه کارآفرینان کشاورزی می باشد و نیازهای "مشاوره فنی"، "آشنایی با روش های کسب سرمایه" و "یادگیری مهارت های ارتباطی" در اولویت های بعدی قرار دارند. همچنین نتایج به دست آمده از آزمون من وایتنی نشان داد که بین کارآفرینان کشاورزی بر حسب مکان فعالیت و جنسیت تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر کارآفرینان کشاورزی ساکن روستا در جنبه های ارتباطی و آموزشی و زنان کارآفرین در جنبه مدیریت و برنامه ریزی نیاز بیشتری به ارائه خدمات دارد.

شهرام امیرانتخابی،
دوره 7، شماره 26 - ( 11-1397 )
چکیده

هدف اصلی این تحقیق، مطالعه و ارزیابی اثرات یکپارچه سازی ارضی کشت برنج در اقتصاد خانوارهای بهره بردار روستایی است. برای بررسی موضوع, اثرات اجرای طرح بر روی متغیرهایی همچون سطح زیر کشت، درآمد خانوارهای بهره­بردار روستایی و کاهش هزینه های تولید کشاورزی، مطالعه گردید. این پژوهش براساس هدف کاربردی و از دیدگاه روش انجام آن، توصیفی- تحلیلی است. از روش توصیفی برای وضع موجود و از روش تحلیلی برای تجزیه و تحلیل استفاده می­شود. جهت انجام این مطالعه 20 روستای بخش میرزا کوچک شهرستان صومعه سرا (که طرح یکپارچه­سازی اراضی در آن اجرا شده است) مورد مطالعه قرار گرفت. داده­های مورد نیاز جهت تجزیه و تحلیل نهایی اطلاعات از طریق مطالعات میدانی و مراجعه به روستاهای مجری طرح انجام شده است. روش نمونه گیری بصورت تصادفی است که براساس فرمول کوکران از میان 5343 بهره بردار 389 خانوار بهره­بردار انتخاب شدند. اعتبار روایی این پژوهش, توسط متخصصان مشخص گردیدو با محاسبه آلفای کرونباخ 91/0 پایایی بسیار بالای پرسشنامه مورد تایید قرار گرفت. برای توزیع حجم نمونه بطور وزنی، نسبت به تعداد خانوارهای بهره بردار هریک از روستاها تعیین گردید. داده های پیمایشی پس از استخراج و تحلیل، با داده های اسنادی تلفیق گردید و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم­افزار Excel و spss از طریق آزمون میانگین و ضریب اسپیرمن استفاده شد.  نتایج مطالعه نشان می دهد که در روستاهای مورد بررسی، راندمان تولید بالا و هزینه های تولید کاهش و اقتصاد خانوارهای بهره بردار روستایی بهبود یافته است. بعلاوه، یکپارچه سازی اراضی کشاورزی  بر ورود فناوری، صرفه جویی در آب، کاهش مصرف کود، کاهش زمان انجام کار و کاهش نیروی کار تأثیرگذار باشد، اثرات مثبت ویژه ای نداشته است.

یاسر محمدی، فرشته عواطفی اکمل، مینا ضمیری آراسته،
دوره 7، شماره 26 - ( 11-1397 )
چکیده

هدف از این پژوهش، شناخت ابعاد توانمندسازی و اثرات صندوق‌های تأمین مالی خرد بر این ابعاد در بین زنان روستایی استانهای کرمانشاه و همدان است. روش تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی و پارادایم غالب کمی است. جامعه آماری شامل همه زنان عضو صندوق­های اعتبارات خرد شهرستانهای همدان و کرمانشاه است که اعتبار دریافت کرده و به روش تمام شماری پیمایش شدند.­ روایی ظاهری پرسشنامه توسط تعدادی از متخصصین و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به میزان بالاتر از 8/0 مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده‌های در محیط نرم‌افزارهای IBMSPSS21 و LISREL8.5 انجام شد. نتایج مطالعه نشان داد که ابعاد توانمندسازی زنان روستایی را می‌توان در شش بعد قرار داد که این ابعاد با یکدیگر همبستگی کامل داشته و طبق نتایح تحلیل عاملی تأییدی، از اعتبار کافی برای تبیین توانمندسازی زنان روستایی برخوردار بودند. همچنین بعد "اعتماد به نفس زنان روستایی" بالاترین و بعد "توانمندی سیاسی" پائین‌ترین قدرت تبیین‌کنندگی متغیر توانمندسازی زنان روستایی را داشتند. نتیجه اثرات تأمین مالی خرد بر ابعاد توانمندسازی زنان روستایی نیز نشان داد که بطور کلی میزان اثرگذاری در حد متوسط بوده و بیشترین اثر بر ابعاد توانائی تصمیم‌گیری و اعتماد به نفس زنان روستایی است و سپس ابعاد توانمندی سیاسی، موقعیت در جامعه، توانمندی اقتصادی و موقعیت درون خانواده در رتبه‌های بعدی اثرپذیری قرار دارند. همه ابعاد شش‌گانه توانمندسازی با یکدیگر همبستگی مستقیم و معنی‌داری داشتند، لذا توانمندی در هر یک از ابعاد، با توانمندی در سایر ابعاد رابطه معنی‌داری داشت و این قدرت هم‌افزایی ابعاد توانمندسازی را نشان می‌دهد.

عزت اله غزانی، مسعود بیژنی، محمد چیذری،
دوره 7، شماره 26 - ( 11-1397 )
چکیده

هدف از این پژوهش، تحلیل راهبردی جایگاه سرمایه اجتماعی در رونق گردشگری طبیعی مردم‏نهاد در استان مازندران است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و ترکیبی است که در فاز کمی به روش توصیفی ـ همبستگی و با استفاده از فن پیمایش و در فاز کیفی با استفاده از فن SWOT  انجام شد. جامعه آماری، روستاهای هدف گردشگری و ساکنان مناطق روستایی این روستاها در استان مازندران بوده است (19345=N). حجم نمونه بر اساس آماره کوکران، 207 نفر برآورد گردید. جامعه آماری در فاز کیفی، کارشناسان گردشگری طبیعی مازندران بودند که به صورت هدفمند، 11 نفر از آنها انتخاب شدند. ابزار اندازه‏گیری در فاز کیفی، مصاحبه عمیق و در فاز کمی، پرسشنامه‏ محقق‏ساخت و از نوع بسته‏پاسخ بود که روایی آن با استفاده از نقطه نظرات پانلی از متخصصان محقق گردید. پایایی دسته گویه‏های آن نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد، بین دیدگاه روستاییان از سرمایه اجتماعی و هر یک از اجزای توسعه گردشگری طبیعی مردم‏نهاد رابطه مثبت و معنی‏داری وجود دارد. همچنین، آن دسته از روستاییانی که در سازمان‏های محلی عضو بودند نسبت به روستاییانی که عضو نبودند، از سطح سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی بیشتری برخوردار بودند. علاوه بر این، نتایج تحلیل نشان داد، برای توسعه گردشگری طبیعی مردم‏نهاد لازم است اقدامت حمایتی از سوی سازمان‏های گروگزار با توجه به ابعاد اجتماعی صورت گیرد و اعتبارات لازم جهت توسعه ساختاری و فیزیکی گردشگری طبیعی مردم‏نهاد لحاظ شود.

علی اکبر نجفی کانی، ابوذر نظری،
دوره 7، شماره 26 - ( 11-1397 )
چکیده

ارتباط و وابستگی تنگاتنگ فعالیت­های زراعی با محیط طبیعی، همواره عامل اصلی تولید در نواحی روستایی بوده و با وقوع مخاطرات طبیعی، تولید زراعی روستاییان در معرض تهدید قرار می­گیرد. از اینرو زارعان، اقداماتی را در راستای کاهش آثار زیان­بار مخاطرات طبیعی انجام می دهند و یا با آن مقابله می­کنند. با توجه به اهمیت مدیریت ریسک فعالیت­های زراعی، پژوهش حاضر سعی دارد در زمینه شناسایی موانع و عوامل موثر بر مدیریت ریسک و کاهش مخاطرات فعالیت­های زراعی و بهبود فعالیت­ها و ارتقاء کیفی زیستی روستاییان گام بردارد. در تحقیق حاضر به منظور دست­یابی به این هدف از روش توصیفی-تحلیلی و میدانی استفاده گردید و اطلاعات مورد نیاز به دو صورت اسنادی و میدانی گردآوری شده است. جامعه آماری تحقیق برابر با 2828 خانوار روستایی شهرستان راز و جرگلان می باشند که با استفاده از فرمول کوکران، 300 خانوار از میان آنان به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند و سپس داده­های مستخرج از پرسشنامه در محیط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل و سنجش قرار گرفته­اند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه­ها که از طریق تحلیل همبستگی اسپیرمن، کای اسکوئر و پیرسون و آزمون­های مقایسه میانگین فریدمن، مان وایتنی و مک­نمار استفاده گردید، نشان می­دهد که موانعی از قبیل میزان شیب اراضی، کیفیت اراضی، میزان فرسایش اراضی، عدم ثبات در قیمت محصولات و مشکلات دسترسی به ماشین­آلات با مدیریت ریسک فعالیت­های زراعی رابطه معناداری را نشان می­دهند. همچنین با بررسی عوامل تاثیرگذار بر ریسک فعالیت­های زراعی مشخص گردید که تاثیر میزان سن و تجربه، درآمد، تحصیلات، وسعت اراضی، میزان شرکت در کلاس­های ترویجی و آموزشی با مولفه­های مدیریت ریسک فعالیت­های زراعی تا سطح اطمینان بالا و قابل قبولی رابطه معنی­داری دارند. همچنین نتایج حاصل از آزمون­های مقایسه میانگین، تفاوت معنادار بین روستاهای کوهستانی و دشتی را نشان می دهند. به نحوی که روستاهای کوهستانی در مقایسه با روستاهای دشتی دارای مدیریت ریسک زراعی قابل قبولی نیستند. بنابراین روستاهای کوهستانی نسبت به روستاهای دشتی در زمینه فعالیت­های زراعی آسیب­پذیرترند.

غفور صالح، مجید ولی شریعت پناهی،
دوره 8، شماره 2 - ( 9-1398 )
چکیده

گسترش فقر و تشدید فاصله طبقاتی، در کنار تخریب رو به تزاید منابع و چالش های فرهنگی،از معضلات مهمی است که امروزه کارشناسان و سیاستگذاران  امر توسعه درسطح ملی و فرا ملی  با آن دست به گریبان اند. یکی از چالش‌های امروزه توسعه‌روستایی، عدم توجه به سرمایه های روستایی است. شناخت این سرمایه‌ها قطعاً روند برنامه ریزی توسعه روستایی را برای متخصصان مربوطه تسهیل و مشارکت روستایان  در اجرای بهتر برنامه‌به همراه دارد. هدف از‌این پژوهش شناسایی‌‌و اولویت‌بندی سرمایه‌های‌گردشگری‌در بخش‌شاهو به منظور آغاز بستر و سرمایه‌گذاری است. گرد‌آوری اطلاعات از روش‌هاکتابخانه‌ای و میدانی (پرسشنامه،مشاهده‌و‌مصاحبه) ‌استفاده شده‌ است. به منظور شناسایی سرمایه‌های گردشگری از 10نفر متخصصان دانشگاهی ‌در‌حوزه گردشگری و با استفاده از روش‌ دلفی ‌استفاده شده‌است. جامعه آماری مورد مطالعه جهت امتیازدهی با استفاده از طیف لیکرت، جامعه محلی، مسئولین ومتخصصان دانشگاهی حوزه گردشگری منطقه بوده است. نتایج پژوهش‌نشان‌دادکه ‌سرمایه‌های طبیعی‌‌و فرهنگی مهمترین عامل‌در جهت برنامه‌ریزی و جذب‌گردشگر بوده و سرمایه‌های انسانی،اجتماعی وفیزیکی تسهیل کننده جذب گردشگری هستند. ازمیان سرمایه‌های طبیعی آب وهوا بیشترین امتیاز را کسب نموده،‌ آب‌و هوا  براساس شاخص‌های گردشگری کشورهای اروپایی  HUMIDEX ‌د‌رکلیه ایام سال شرایط آسایش در بخش شاهو برقرار است  و براساس شاخص  THOMEتنها در اوقات ظهر مرداد ماه، کمتر از 50 درصد مردم احساس عدم ‌آسایش دارند. ازمیان سرمایه‌های فرهنگی، صنایع دستی، ‌‌ازمیان سرمایه‌های فیزیکی، وجود راه‌های ارتباطی و جاده‌مناسب برای دیدن سرمایه‌های‌طبیعی‌و فرهنگی، ازمیان ‌سرمایه‌های انسانی، ‌توانایی‌کارکردن ‌و‌ارائه خدمات به گردشگران و ازمیان‌سرمایه های اجتماعی اعتماد مردم به یکدیگر و مدیران‌روستا‌در‌زمینه گردشگری رتبه اول را کسب کرده اند.

حسین فراهانی، جمشید عینالی، معصومه مرادی،
دوره 8، شماره 2 - ( 9-1398 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر واکاوی تأثیرات توسعه گردشگری روستایی بر ارتقاء کیفیت زندگی روستای گازرخان شهرستان قزوین است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری داده­ها از روش­های کتابخانه­ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری، کلیه سرپرستان خانوارهای واقع در روستای گازرخان تشکیل می­دهد که جهت دستیابی به اهداف پژوهش، کلیه سرپرستان خانوار روستای مورد نظر(N=207) به صورت تمام شماری مورد مطالعه قرار گرفته­اند. روایی پرسشنامه از دیدگاه متخصصان بررسی شد و پایایی متغیر­ها از طریق آلفای کرونباخ 86درصد محاسبه شد که نشان دهنده قابل اعتماد بودن ابزار تحقیق بود. برای تجزیه و تحلیل داده­ها کمی از آزمون­های آماری ، tتک نمونه­ای و تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است. نتایج رتبه بندی متغیر­های مورد بررسی نشان داد گردشگری بیشترین اثرات را در روستای گازرخان بر متغیرهای بهبود وضعیت ساخت وسازهای روستایی، ارتقاء سطح استاندارد­های زندگی ساکنین، گسترش جایگاه­های دفع زباله، به ترتیب با ضریب 154/0، 160/0، 166/ ، داشته­اند. همچنین توسعه گردشگری روستایی در ارتقاء کیفیت زندگی تأثیر مثبت دارد. تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی نیز نشان داد تأثیرگذاری گردشگری روستایی در چهار عامل اصلی خلاصه می­شود که در مجموع 8. 76 درصد از واریانس کل متغیر وابسته را تبیین کرده که به ترتیب اهمیت عبارت است از عامل اجتماعی- فرهنگی (271. 27 درصد)، عامل اقتصادی (893. 25درصد)، عامل زیرساختی ـ کالبدی(350. 14 درصد) و عامل زیست محیطی (566. 8 درصد).

علیرضا دربان آستانه، حسین حاتمی نژاد، مینا کریمی،
دوره 8، شماره 2 - ( 9-1398 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی نقش گردشگری مسئولیت­پذیر در کیفیت‌زندگی روستاهای مقصد گردشگری شهرستان­گرگان است. جامعه ­آماری، کلیه ساکنان روستاهای هدف گردشگری شهرستان­گرگان بوده است. حجم نمونه از طریق فرمول­کوکران تعیین شد و 376 نفر از ساکنان روستاها مورد بررسی قرار گرفته است. داده­های پژوهش از طریق پرسشنامه جمع­آوری گردید. روایی پرسشنامه، با استفاده از نظر اساتید و کارشناسان و پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای­کرونباخ مورد تایید قرار­گرفت. تجزیه ­و ­تحلیل داده­ها با استفاده از نرم افزار SSPS و از طریق میانگین توصیفی و آزمون tset-T انجام شده­است. یافته­ها حاکی از آن است که وضعیت مسئولیت­پذیری گردشگران شامل سه بعد اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و زیست­محیطی و همچنین کیفیت‌زندگی ساکنان روستا شامل چهار بعد اجتماعی، کالبدی، محیطی و اقتصادی نسبتا ضعیف است. می­توان چنین نتیجه­گیری کرد که بین مسئولیت­پذیری گردشگران و کیفیت‌زندگی ساکنان ارتباط مستقیم وجود دارد. چراکه پایین بودن میزان مسئولیت­پذیری گردشگران در کیفیت‌زندگی ساکنان نیز اثرگذار است، همچنین متغیر مسئولیت­پذیری اقتصادی مهم­ترین متغیر تاثیر­گذار در کیفیت‌زندگی ساکنان روستا محسوب می­شود و پس از این متغیر، متغیر­های اجتماعی- فرهنگی و سپس زیست­محیطی در مراتب بعدی اهمیت قرار دارد.

مصطفی محمدی، شکوفه اسدی،
دوره 8، شماره 2 - ( 9-1398 )
چکیده

گردشگری خانه‌های دوم یکی از الگوهای مهم گردشگری در نواحی روستایی است که به طور چشم‌گیری در حال افزایش است. در پژوهش حاضر تاثیر ویژگی‌های طبیعی، فاصله و دسترسی، وضعیت اقتصادی گردشگران و همچنین گرایش ذهنی و عملی به فراغت و تفریح را به عنوان عوامل تاثیر گذار بر گردشگری خانه‌های دوم دهستان میانبند در شهرستان نور مورد بررسی قرار گرفت. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و توصیفی- پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه گردشگرانی تشکیل می‌دهند که در تابستان 1397 از دهستان میانبند بازدید کرده­اند. حجم نمونه از طریق  فرمول کوکران 384 نفر محاسبه شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه استفاده شد و ضریب آلفاکرونباخ برای پرسشنامه 89/0 بدست‌آمد که قابلیت پایایی پرسشنامه را تایید می‌کند. برای بررسی فرض نرمال بودن داده‌های پژوهش از آزمون کلموگروف-اسمیرنف و برای آزمون فرضیات پژوهش از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده‌است. عوامل مورد بررسی در پژوهش حاضر جزء انگیزه‌های اصلی در گردشگری خانه‌های دوم روستایی می‌باشند و از آنجایی که سالانه بر تعداد این خانه‌ها در تمامی نقاط روستایی کشور افزوده می‌شود، بررسی و شناخت دقیق این عوامل موجب ارائه راهکارهای مناسب جهت حفاظت از بافت و فرهنگ روستایی و استفاده بهینه از این فضا‌ها می‌گردد. نتایج پژوهش نشان داد تمامی عوامل مورد بررسی بر گردشگری خانه‌های دوم تاثیر گذار است و به ترتیب وضعیت اقتصادی گردشگران، ویژگی های طبیعی، گرایش ذهنی و عملی به فراغت و تفریح  و فاصله و دسترسی بیشترین شدت اثر را بر گردشگران داشته است.

علی ولیقلی زاده، فرزانه خوانین زاده، محمدرضا رضایی،
دوره 8، شماره 2 - ( 9-1398 )
چکیده

یکی از ابعاد بسیار مهم نظریه­های توسعۀ پایدار روستایی، توسعۀ اقتصادی در کنار توسعۀ اجتماعی و اکولوژیک است. در این میان، گردشگری در جوامع روستایی نقش بسیار مهمی در توسعۀ اقتصادی آن دارد. یکی از مهم­ترین عوامل توسعۀ گردشگری در روستاها، توجه به کارآفرینی گردشگری است. از این رو، این مطالعه با هدف ارزیابی توسعۀ کارآفرینی در بحث گردشگری روستایی انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق، افراد ساکن در  روستای سریزد بوده که در مجموع دارای 415 نفر جمعیت است. تعداد حجم نمونه لازم برای تکمیل پرسشنامه طبق فرمول کوکران 200 نفر تعیین شد. در مرحله بعد، پایایی پرسشنامه با مقدار آلفای کرونباخ 77 درصد در قالب نرم‏افزار (SPSS) تایید شد. جهت پردازش داده­ها، از نرم­افزارSPSS  استفاده گردید و برای تجزیه و تحلیل داده­ها از آزمون تی تک نمونه­ای و رگرسیون گام بگام بهره گرفته شد. نتایج تحقیق  نشان می­دهد که مقدار محاسبه‌شده همه شاخص‌های کارآفرینی، بالاتر از حد مبنای 5/2 بوده که می­توان گفت در راستای توسعه کارآفرینی مطلوب ارزیابی ‌شده‌ و گردشگری به شکل مثبت عمل کرده و توانسته گام‌هایی در جهت توسعه کارآفرینی در روستای سریزد بردارد. همچنین نتایج رگرسیون نشان می­دهد که از میان شاخص‌های مؤثر، شاخص اعتماد به‌نفس با ضریب (419/0) بیشترین تأثیر را در زمینه کارآفرینی در روستای سریزد به خود اختصاص  داده است.

حیدر لطفی،
دوره 8، شماره 2 - ( 9-1398 )
چکیده

یکی از آفت­های توسعه گردشگری روستایی در ایران نداشتن راهبرد و برنامه‌ریزی مبتنی بر سنجش قابلیت­هاست به نحوی که به دلیل این ویژگی بسیاری از فعالیت­های خلق‌الساعه گردشگری روستایی پس از چندی از رونق می­افتد و زیان­های جبران‌ناپذیری به عرضه ‌کنندگان و تقاضا کنندگان سیستم گردشگری روستایی وارد می­شود. استان خراسان شمالی به دلیل مطلوبیت توریستی همه ساله پذیرای تعداد زیادی از گردشگران است که برای زیارت جاده شمال را انتخاب می‌کنند و بعد از عبور از آب و هوای مرطوب وارد یک استان با اقلیم معتدل و گهگاه خنک در فصل تابستان می­شوند؛ اما با این وجود به نظر می‌رسد که برای استفاده بهتر و بیشتر از این فرصت و برای جذب گردشگران برنامه‌ریزی راهبردی صورت نگرفته و بنابراین پتانسیل‌های گردشگری روستایی استان و بخصوص شهرستان بجنورد به شکل نسبتاً کامل و مطلوبی در راستای توسعه گردشگری روستایی قرار نگرفته­اند. هدف اصلی این مقاله عبارت است از بررسی قابلیت­های توسعه گردشگری روستایی بجنورد از منظر برنامه­ریزی راهبری با استفاده از شاخص سوآت. سؤال اصلی مقاله این است که با توجه به فرصت­ها و تهدیدها و نیز قوت­ها و ضعف‌های بجنورد در صنعت گردشگری روستایی مناسب­ترین استراتژی برای برنامه­ریزی راهبری توسعه گردشگری روستایی بجنورد با استفاده از مدل سوآت کدام استراتژی است­؟ نتایج این مقاله نشان می‌دهد که استراتژی تهاجمی مناسب‌ترین راهبرد برای توسعه گردشگری روستایی در شهرستان بجنورد است. روش تحقیق در این مقاله روش توصیفی و آمار استنباطی است. برای جمع‌آوری داد­ه­های از بررسی‌های اسنادی و کتابخانه‌ای و میدانی استفاده و برای تجزیه و تحلیل یافته‌ها از مدل SWOT­استفاده گردید. برای این منظور محیط داخلی­(نقاط قوت و ضعف) و محیط خارجی(فرصت‌ها و تهدیدها) منطقه مطالعه گردید و سپس برای سنجش وزن سنجه‌ها از فرایند تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد.

اسلام شاردری، سید علیقلی روشن، فاطمه سهرابی،
دوره 8، شماره 2 - ( 9-1398 )
چکیده

گردشگری روستایی می‌تواند به‌عنوان منبع جدید درآمد برای روستاییان باشد. این دیدگاه کارآفرینانه مستلزم مدیریت و برنامه‌ریزی خاصی است تا گردشگران علاوه بر دیدن مناظر و چشم‌اندازهای طبیعی و تاریخی آن نقاط، با آداب‌ورسوم و فرهنگ آنجا آشنا شوند. ازاین‌رو، در پژوهش حاضر، عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی گردشگری روستایی شهرستان چابهار موردمطالعه قرار گرفت. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و توسعه‌ای و به لحاظ روش انجام تحقیق، توصیفی- تحلیلی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق، روستاهای هدف گردشگری تیس، بریس، رمین و باهوکلات می‌باشد که دارای بیش‌ترین جاذبه‌های گردشگری می‌باشند. نمونه آماری این تحقیق مدیران و مردم محلی در دسترس می‌باشد. به‌منظور تعیین روایی صوری و محتوایی پرسشنامه‌ها ازنظر متخصصین و اساتید خبره استفاده شد. همچنین روایی سازه نیز به‌کاربرده شد. برای تعیین سنجش پایایی ابزار تحقیق از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن 85/0 محاسبه شد. به‌منظور بررسی و برازش متغیرهای نهفته و آزمون فرضیه‌های پژوهش از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار LISREL استفاده شد. نتایج مدل یابی معادله ساختاری ضمن تأیید برازش مدل نشان داد که عوامل فردی، ساختاری، پشتیبانی- حمایتی و محیطی بر توسعه کارآفرینی گردشگری روستایی تأثیر معناداری دارند؛ اما عامل اجتماعی – فرهنگی، تأثیر معناداری بر توسعه کارآفرینی گردشگری روستایی ندارد. همچنین، نتایج این پژوهش نشان داد که عوامل ساختاری بیشترین تأثیر را بر توسعه کارآفرینی گردشگری روستایی شهرستان چابهار دارد و عوامل فردی، محیطی، پشتیانی – حمایتی و اجتماعی- فرهنگی در درجات بعدی اهمیت قرار دارد.

محمدرضا سلیمی سبحان، سیروس حجت شمامی،
دوره 8، شماره 2 - ( 9-1398 )
چکیده

گردشگری روستایی به طور خاص می تواند نقش مهمی در تنوع سازی و پایداری اقتصاد سکونتگاه­های روستایی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر واکاوی و سنجش اثرات گردشگری در پایداری اقتصادی نواحی روستایی بخش رحمت­آباد و بلوکات شهرستان رودبار است. جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعات اسنادی، کتابخانه ای، مصاحبه و نظرسنجی از صاحب­نظران و مسئولین و مشاهدات میدانی صورت گرفته است. برای تحلیل داده­­ها نیز از نرم افزار SPSS و آزمون ،ANOVA و روش مدل سنجش پایداری پرسکات آلن استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که نخست، میزان درجه سطح پایداری اقتصادی در روستاهای مورد مطالعه متفاوت است به طوری که روستای اسطلخ­جان با میزان پایداری 762/0 (سطح خوب) در بالاترین سطح پایداری در بین روستاهای مورد مطالعه دارد. همچنین نتایج آزمون آنووا در شاخص­های اقتصادی نشان داد که روستاهای اسطلخ­جان، حلیمه­جان و شیرکوه با توجه به بررسی­های میدانی و نظرات متخصصان رتبه­های اول تا سوم قرار گرفته و از میانگین سطح پایداری مطلوبی برخوردار هستند. روستای چره نیز در پایین­ترین رتبه قرار دارد. در نهایت میزان درجه سطح پایداری اقتصادی در بین سه تیپ مورد مطالعه نیز نشان داد که ناحیه کوهستانی با امتیاز 495/0 دارای بیشترین میزان پایداری و ناحیه دشتی با امتیاز 341/0 کمترین میزان پایداری را به خود اختصاص داده است. سیاست‌گذاری‌های خود را در راستای بهبود شاخص‌های توسعه گردشگری محدوده مورد مطالعه، معطوف کنند.


صفحه 9 از 22     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه اقتصاد فضا و توسعه روستایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb