470 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
پرستو جناب، دکتر مریم قهرمانی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان خودکارآمدی هیجانی و درمان چشمانداز زمانبر بر خودپنهانی و رشد پس از سانحه در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. این پژوهش با طرح نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون–پسآزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعهکننده به مراکز تشخیص و درمان سرطان در شهر تهران در سهماهه اول سال ۱۴۰۴ بود. از میان آنها، ۴۵ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفره شامل درمان خودکارآمدی هیجانی، درمان چشمانداز زمان و گروه گواه گمارده شدند. مداخله درمان خودکارآمدی هیجانی طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای و مداخله درمان چشمانداز زمان طی ۶ جلسه ۹۰ دقیقهای بهصورت گروهی اجرا شد و گروه گواه در فهرست انتظار قرار داشت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودپنهانسازی لارسون و کاستین (1990) و پرسشنامه رشد پس از سانحه تدسچی و کالهون (1996) بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-28 و آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره (MANCOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هر دو مداخله تأثیر معناداری بر بهبود خودپنهانی و رشد پس از سانحه و مؤلفههای آن شامل رابطه با دیگران، امکانات جدید، قدرت فردی، تغییرات معنوی و ارزش زندگی داشتند. همچنین، درمان خودکارآمدی هیجانی در مقایسه با درمان چشمانداز زمان اثربخشی معناداری بیشتری در بهبود متغیرهای پژوهش نشان داد(p<0/05). بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که درمان خودکارآمدی هیجانی رویکردی مؤثرتر برای ارتقای سلامت روان زنان مبتلا به سرطان پستان است.
ستاره حاجیلی، فاطمه غلامی، اکبر محمدی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، پیشبینی ناتوانی در همدلی بر اساس ترومای دوران کودکی با میانجیگری نقایص در نظریه ذهن در دانشجویان زن بود. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و ارزیابی مدل ساختاری (تحلیل مسیر) بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در خرداد ماه سال ۱۴۰۴ تشکیل دادند که از میان آنها، تعداد ۲۱۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ترومای دوران کودکی، آزمون ذهنخوانی از طریق تصاویر چشم و پرسشنامه بهره همدلی بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با بهرهگیری از نرمافزارهای آماری انجام شد و برای سنجش معناداری اثر غیرمستقیم نیز روش بوتاستراپینگ به کار گرفته شد. یافتههای حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که مدل مفروض از برازش مطلوبی با دادههای تجربی برخوردار است. نتایج بررسی ضرایب مسیر مستقیم مشخص کرد که ترومای دوران کودکی اثر مستقیم و مثبت بر نقایص در نظریه ذهن و ناتوانی در همدلی دارد. همچنین اثر مستقیم نقایص در نظریه ذهن بر ناتوانی در همدلی مثبت و از نظر آماری معنادار بود. علاوه بر این، نتایج آزمون بوتاستراپ نشان داد که نقایص در نظریه ذهن، نقش میانجیگری مثبت و معناداری را در رابطه بین ترومای دوران کودکی و ناتوانی در همدلی ایفا میکند. در مجموع، متغیرهای پیشبین توانستند ۴۰ درصد از واریانس ناتوانی در همدلی را تبیین کنند. در نهایت، نتایج پژوهش حاضر نشان داد تجارب آسیبزای دوران کودکی نه تنها به طور مستقیم ظرفیت همدلی را مخدوش میکنند، بلکه از طریق توقف تحول شناخت اجتماعی و ایجاد نقص در نظریه ذهن، ناتوانی در همدلی را در بزرگسالی تشدید مینمایند؛ از این رو، طراحی مداخلات روانشناختی مبتنی بر بهبود درمانهای ترومامحور و تقویت مهارتهای ذهنسازی و شناخت اجتماعی در مراکز مشاوره دانشگاهی برای دانشجویان زن با سابقه تروما ضرورت دارد.
صبا صداقت زاده،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرحوارهدرمانی بر رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان دارای طرحوارههای ناسازگار اولیه در مرکز توانبخشی کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم در شهر تهران انجام شد. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان مرکز اوتیسم در بازه زمانی مهر تا آبان سال ۱۴۰۴ بود که از میان آنها ۳۰ نفر واجد شرایط به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقهای تحت مداخله طرحوارهدرمانی مبتنی بر پروتکل یانگ و همکاران (۲۰۱۴) و آرنتز و همکاران قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه رضایت شغلی اسپکتور (JSS)، پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر (OCQ) و پرسشنامه طرحوارههای ناسازگار اولیه یانگ (YSQ-SF) بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس و آزمونهای تعقیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که طرحوارهدرمانی موجب افزایش معنادار رضایت شغلی و تعهد سازمانی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد و این اثر در مرحله پیگیری نیز تا حد زیادی پایدار باقی ماند (P<0.01). یافتهها بیانگر آن است که اصلاح طرحوارههای ناسازگار اولیه میتواند از طریق بهبود تنظیم هیجان، کاهش تحریفهای شناختی و افزایش ذهنیت بزرگسال سالم، به ارتقای نگرشهای شغلی و تقویت پیوند روانشناختی کارکنان با سازمان منجر شود. در مجموع، طرحوارهدرمانی به عنوان یک مداخله زیربنایی میتواند در بهبود سلامت روان شغلی کارکنان مراکز توانبخشی نقش مؤثری داشته باشد.
زهره احمدی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر نشخوار فکری و علائم افسردگی در دانشجویان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی انجام شد.این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی مراجعه کننده به مرکز بهداشت شهر تهران در سال 1404بود که از میان آنها، تعداد 30 دانشجو مبتلا به اختلال افسردگی اساسی به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت ۸ جلسه 90 دقیقه ای مداخله شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II و پرسشنامه نشخوار فکری (RRS) بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند.نتایج تحلیل دادهها نشان داد که بین میانگین نمرات پیشآزمون و پسآزمون گروه آزمایش در متغیرهای نشخوار فکری و علائم افسردگی تفاوت معناداری وجود دارد. در واقع، شرکت در جلسات شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی منجر به کاهش چشمگیر تکرار افکار ناخواسته و تخفیف نشانههای بالینی افسردگی در دانشجویان شد.شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی با آموزش مهارتهای حضور در لحظه و پذیرش بدون قضاوت، ابزاری کارآمد برای مدیریت افکار تکرارشونده و بهبود وضعیت روانی دانشجویان مبتلا به افسردگی اساسی است و میتواند به عنوان یک مداخله مکمل در مراکز مشاوره دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد.
زهرا اخوان، مجتبی رهنمازاده،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
افسردگی و اختلال در کارکردهای توجه از جمله مشکلات شایع دوران کودکی هستند که میتوانند سلامت روان و عملکرد تحصیلی کودکان را تحت تأثیر قرار دهند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهنآگاهی بر نشانههای افسردگی و کارکردهای توجه در کودکان ۷ تا ۱۲ سال انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سهماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان ۷ تا ۱۲ سال مراجعهکننده به مرکز مشاوره و روانشناسی رهیاب شهر آمل در سال ۱۴۰۴ بود که از میان آنان، ۳۰ کودک به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه هفتگی آموزش ذهنآگاهی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل در طول دوره پژوهش هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از پرسشنامه افسردگی کودکان (CDI) و پرسشنامه کانرز (فرم معلم) گردآوری و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. یافتهها نشان داد آموزش ذهنآگاهی موجب کاهش معنادار نشانههای افسردگی و بهبود کارکردهای توجه در کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد (05/0>P). همچنین، نتایج مرحله پیگیری سهماهه نشان داد اثرات مداخله در هر دو متغیر پژوهش تداوم داشته است. بر اساس یافتههای پژوهش، آموزش ذهنآگاهی میتواند بهعنوان یک مداخله مکمل مؤثر در مراکز مشاوره و محیطهای آموزشی، بهمنظور کاهش نشانههای افسردگی و بهبود کارکردهای توجه کودکان مورد استفاده قرار گیرد.
خانم ماهرخ اجرلو،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب قلبی و انعطافپذیری روانشناختی در بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب با سابقه خانوادگی بیماری قلبی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل بیماران مراجعهکننده به بیمارستان امام حسین(ع) در اردیبهشت تا خردادماه ۱۴۰۴ بود که ۳۰ نفر از آنان به روش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفت و دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد موجب کاهش معنادار اضطراب قلبی و افزایش معنادار انعطافپذیری روانشناختی در گروه آزمایش شد و این تغییرات در مرحله پیگیری نیز حفظ شد. بر اساس یافتهها، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد میتواند بهعنوان مداخلهای مکمل در کاهش اضطراب قلبی و ارتقای انعطافپذیری روانشناختی بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب با سابقه خانوادگی بیماری قلبی مورد استفاده قرار گیرد.
سارا انتظاری، دکتر روشنک خدابخش پیرکلانی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجیگر ذهنیسازی، اعتماد، بیاعتمادی و سادهلوحی معرفتی در رابطۀ بین ویژگیهای خودشیفتگی (آسیبپذیر و خودبزرگبین) و افسردگی بود. این مطالعه با استفاده از طرح همبستگی و روش تحلیل مسیر انجام شد. نمونهای 304 نفره از بزرگسالان با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شد و به پرسشنامههای سیاهۀ تجدید نظر شدۀ افسردگی-II (بک و همکاران، 1996)، فرم کوتاه پنج عاملی خودشیفتگی (شرمن و همکاران، 2015)، مقیاس ذهنیسازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2018) و پرسشنامۀ اعتماد، بیاعتمادی و سادهلوحی معرفتی (کمپبل و همکاران، 2021) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که هر دو بعد خودشیفتگی از طریق کاهش ظرفیت ذهنیسازی و افزایش بیاعتمادی معرفتی، اثر غیر مستقیم مثبت معناداری بر افسردگی دارند. اما اعتماد معرفتی تنها در مسیر بین خودشیفتگی آسیبپذیر و افسردگی نقش میانجی معنادار ایفا کرد. مسیرهای غیر مستقیم از طریق سادهلوحی معرفتی نیز معنادار نبودند. همچنین اثر مستقیم خودشیفتگی خودبزرگبین بر افسردگی منفی بود، اما اثر کل از طریق مسیرهای غیر مستقیم مثبت شد. این نتایج نشاندهندۀ تمایز سازوکارهای میانجی در ابعاد مختلف خودشیفتگی و اهمیت ظرفیتهای پردازش اجتماعی در تبیین علائم افسردگی هستند. یافتهها میتوانند در تدوین برنامههای پیشگیرانه، آموزشی یا درمانی متمرکز بر تقویت ذهنیسازی و بازسازی اعتماد معرفتی برای افراد دارای ویژگیهای خودشیفته به کار گرفته شوند.
لیلا کبیری، ملوک خادمی اشکذری، سعید اکبری زردخانه، کیوان صالحی، حسین پورشهریار،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
چکیده
تحولات فزاینده فرهنگی_اجتماعی در سالهای اخیر و نیز، آمار بالای مشکلات سلامتروانشناختی در سنین حساس نوجوانی و خلأ پژوهشی در این زمینه، اهمیت واکاوی عوامل ایجاد احساس حال خوب در نوجوانان را آشکارتر میسازد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی شرایط احساس حال خوب و ارائه مدل مفهومی بهزیستی در نوجوانان ایرانی بود. در مطالعه حاضر، رویکرد کیفی، دیدگاه سازاگرایانه و طرح پژوهش نظریه دادهبنیاد با هدف نظمدهی مفهومی بهکار گرفته شد. جامعه مورد مطالعه، نوجوانان ایرانی ساکن عمدتا شهر قزوین در بازه سنی 16 تا 19 سال بودند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها طی سالهای 1403 تا 1404 از مصاحبه نیمهساختار یافته حضوری استفاده شد و کدگذاری بر اساس طرح چارمز، طی دو مرحله کدگذاری اولیه و متمرکز بهصورت دستی انجام شده و مرتبسازی مضمونها به کمک نرم افزار اکسل 2019 صورت گرفت که در نتیجه آن، دوازده مفهوم اصلی شامل شامل مشغولیت، خوشبینی، شادکامی، رابطه با خود، رابطه با دیگران، رابطه با خدا، رابطه با هستی، سلامت خود و خانواده، رشد شخصی، اجتماع شکوفا، ارزشهای اخلاقی و امکانات مادی بهدست آمد که هر کدام دارای مقولهها، زیرمقولههایی میباشند. نتایج این پژوهش، رهیافتهایی برای سیاستگذاران و پرورشکاران بهمنظور فراهمسازی بستر مناسب برای ایجاد احساس حال خوب و در نتیجه، افزایش سطح بهزیستی نوجوانان که میتوانند نقش مؤثری در ساختن جامعه ایفا کنند، دارد
امید نجف زاده رهقی، حسن میرزا حسینی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
احساس انسجام روانی یکی از مؤلفههای مهم در نحوه ادراک و مدیریت شرایط تنشزا و حفظ کارکرد روانشناختی است و در افراد دارای نشانگان افسردگی اهمیت ویژهای دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی گروهدرمانی شناختی-رفتاری بر احساس انسجام روانی در افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر قم انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش را افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر قم در سال ۱۴۰۴ تشکیل دادند که ۲۰ نفر از آنان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش در هشت جلسه ۶۰ دقیقهای تحت گروهدرمانی شناختی-رفتاری قرار گرفت و گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از پرسشنامه ۳۵ مادهای احساس انسجام روانی فلنسبرگ-مادسن و همکاران گردآوری و با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تکمتغیری تحلیل شدند. یافتهها نشان داد پس از کنترل نمرات پیشآزمون، بین دو گروه در مؤلفههای قابلدرک بودن و معناداری احساس انسجام روانی تفاوت معناداری وجود داشت، اما تفاوت در مؤلفه قابلمدیریت بودن معنادار نبود. بر اساس یافتههای پژوهش، گروهدرمانی شناختی-رفتاری میتواند در بهبود برخی مؤلفههای احساس انسجام روانی، بهویژه قابلدرک بودن و معناداری، در افراد دارای نشانگان افسردگی مورد استفاده قرار گیرد.
خانم زهرا قدوسی، خانم سارا آزادی، دکتر فاطمه نعمتی سوگلیتپه،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر اعتباریابی مقیاس تصویری نارضایتی از بدن (BDS) و ارزیابی روایی، پایایی و کارایی مؤلفۀ بدن واقعی ادراک شده (PAB) آن در تمایز طبقات وزنی در جمعیت نوجوانان ایرانی بود. بدین منظور، ۲۸۱ نوجوان (میانگین سن= 80/1 ± 94/15 سال؛ 61% دختر) مقیاسهای نارضایتی از بدن (BDS)، نگرانی از تصویر بدن (BICI)، فرم کوتاه خوردن هیجانی (EES-C) و شاخص تودۀ بدنی (BMI) را تکمیل کردند. یافتهها بیانگر آن بود که BDSاز روایی همگرای مطلوبی برخوردار است؛ بهطوریکه نمرههای آن با BICI و زیرمقیاسهای آن همبستگی مثبت و معناداری نشان دادند. روایی همزمان نیز با ارتباط BDS و EES-C در میان دختران مورد تأیید قرار گرفت. در ارزیابی روایی گروههای شناختهشده، مؤلفۀ PAB بهطور خطی با افزایش BMI بالا رفت و میان گروههای وزنی تفاوت معناداری مشاهده شد. بهعلاوه، تحلیل منحنی ROC نشان داد که PAB در تمایز نسبی کمبود وزن دقتی قابل قبول (77/0 در دختران، 74/0 در پسران) و در افتراق اضافهوزن/چاقی دقتی خوب تا عالی (82/0 در دختران، 86/0 در پسران) دارد. نقاط برش تجربی برای کمبود وزن ≤ 3 در دختران و ≤ 4 در پسران و برای اضافهوزن/چاقی ≥ 6 تعیین شد. همچنین، مؤلفۀ PAB میتواند بهعنوان شاخصی مقدماتی برای بررسی الگوهای ادراک بدنی مرتبط با وضعیت وزنی، بهویژه در شرایطی که دسترسی به اندازهگیریهای آنتروپومتریک محدود است، مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر محمد برنا، خانم سیده فضیله آلبوشوکه،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی بر سوگیری تعبیر در دختران نوجوان دارای اختلال افسردگی شهر رامشیر بود. جامعهی آماری پژوهش کلیهی نوجوانان دختر مشغول به تحصیل در دامنه سنی 15 تا 18 سال شهر رامشیر درسال تحصیلی1402-1403 بودند. از جامعهی مذکور، نمونهای به تعداد 350 نفر به روش نمونهگیری در دسترس، انتخاب و پرسشنامهی افسردگی بک را تکمیل نمودند که تعداد 28 نفر نمرهی بالاتر از نقطهی برش (نمرهی بالاتر از 25) را کسب نمودند. سپس، این تعداد مورد مصاحبهی تشخیصی قرار گرفتند و پرسشنامهی سوگیری تعبیر امیر و همکاران (۱۹۹۸) را به عنوان پیش آزمون تکمیل نمودند. هر دو گروه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گروه گواه (هرگروه14نفر) جایگزین شدند. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. گروه آزمایش تحت درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی (10جلسهی90 دقیقهای) قرارگرفتند، اما گروه گواه مداخلهای دریافت نکرد. نتایج نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه از لحاظ سوگیری تعبیر تفاوت معنیدار وجود دارد و حاکی از آن است که درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی بر کاهش سوگیری تعبیر در دختران نوجوان دارای اختلال افسردگی اثربخش بوده است. با توجه به یافتههای پژوهش حاضر میتوان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی میتواند به عنوان روشی مؤثر برای کمک به بهبود شرایط دختران نوجوان دارای اختلال افسردگی مورد استفاده قرار گیرد.
نگار کرمی نوری، ربابه نوری، جعفر حسنی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
این پژوهش با هدف پیشبینی رفتار غذایی کودک بر اساس ظرفیت تاملی والدین با نقش واسطهای سبک تغذیهای والدین انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعهی آماری پژوهش کلیه مادران دارای کودک 6 تا 12 ساله در دبستانهای شهر تهران در سال 1403 بودند. به روش نمونهگیری در دسترس، نمونهای به تعداد 573 نفر انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه رفتار غذا خوردن کودکان (CEBQ، واردل و همکاران، 2001)، پرسشنامه ظرفیت تأملی والدین (PRFQ، لویتن و همکاران، 2017) و پرسشنامه سبک تغذیهای والدین (PFSQ، واردل و همکاران، 2002) بودند. دادهها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیهوتحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافتهها نشان داد که اثر غیرمستقیم پیش ذهنیسازی بر رفتار روی آوری با میانجیگری سبک تغذیه هیجانی معنادار بود. هم چنین اثر غیرمستقیم پیش ذهنیسازی بر رفتار اجتنابی با میانجیگری سبک تغذیه ابزاری معنادار بود. اثر غیرمستقیم پیش ذهنیسازی بر رفتار اجتنابی با میانجیگری سبک تغذیه کنترلی معنادار بود. اثر غیرمستقیم اطمینان از حالات ذهنی بر رفتار اجتنابی با میانجیگری سبک تغذیه ابزاری معنادار نبود. اثر غیرمستقیم اطمینان از حالات ذهنی بر رفتار اجتنابی با میانجیگری سبک تغذیه تشویقی معنادار است. در نهایت اثر غیرمستقیم اطمینان از حالات ذهنی بر رفتار اجتنابی با میانجیگری سبک تغذیه کنترلی معنادار بود (05/0p<). میتوان نتیجهگیری کرد اطمینان از حالات ذهنی مادر از طریق سبکهای تغذیهای بر رفتارهای رویآوری و اجتنابی کودکان تأثیر میگذارد؛ سبک تشویقی رویآوری و سبکهای ابزاری و کنترلی اجتناب کودک را تقویت میکنند.
فاطمه جعفری ماربین، دکتر فرهاد محمدی مصیری،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی و مقایسه نیمرخ روانشناختی دو گروه از مصرفکنندگان مواد مخدر سنتی و صنعتی، به بررسی تفاوتهای موجود در سیستمهای مغزی-رفتاری، ابعاد سرشت و منش شخصیت و تمایلات رفتار اجتماعی پرداخت. این مطالعه از نوع علی-مقایسهای بود که بر روی ۲۰۰ مرد وابسته به مواد (۱۰۰ مصرفکننده مواد سنتی و ۱۰۰ مصرفکننده مواد صنعتی) که در سال ۱۴۰۴ به مراکز بازپروری شهر قم مراجعه کرده بودند، انجام شد. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه سیستمهای مغزی-رفتاری گری-ویلسون، آزمون سرشت و منش کلونینجر و مقیاس تجدیدنظر شده رفتارهای پیشاجتماعی بود. یافتههای حاصل از تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که مصرفکنندگان مواد صنعتی در سیستم فعالسازی رفتاری و زیرمقیاسهای رویآورد و اجتناب فعال، نمرات بهمراتب بالاتری کسب کردند؛ در حالی که در سیستمهای بازداری رفتاری و ستیز-گریز تفاوت معناداری مشاهده نشد. در ابعاد شخصیتی، گروه صنعتی نمرات بالاتری در نوجویی، آسیبپرهیزی، پشتکار، خودراهبری و خودفراروی داشتند، اما مصرفکنندگان سنتی در بعد پاداشوابستگی و شاخصهای رفتار اجتماعی (نوعدوستانه و متابعتآمیز) برتری نشان دادند. نتایج حاکی از آن است که الگوی مصرف مواد صنعتی با پروفایل شخصیتی تکانشگرتر و فروپاشی عمیقتر در کارکردهای اجتماعی مرتبط است، در حالی که مصرفکنندگان سنتی پیوندهای اجتماعی و پاسخدهی به پاداشهای محیطی را بیشتر حفظ کردهاند. این یافتهها بر ضرورت بازنگری در پروتکلهای درمانی و طراحی مداخلات متمایز مبتنی بر نوع ماده مصرفی و زیربناهای عصبی-شخصیتی در حوزه روانشناسی اعتیاد تأکید میکند.
خانم سیاره سلطانیان، دکتر محمد رضا بلیاد، دکتر محسن منصوبی فر، دکتر سعید محمودی نیا، ناهید هواسی سومار،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
اعتیاد همسر یکی از عوامل تنشزای جدی در نظام خانواده است که پیامدهای گستردهای بر سلامت روان و کیفیت روابط زناشویی زنان برجای میگذارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش شفقت به خود بر تحمل پریشانی و سازگاری زناشویی در زنان دارای همسر معتاد انجام شد.این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان دارای همسر معتاد که در طی ماههای دی تا اسفند1404به دلیل بستری همسران آنها در کمپهای ترک اعتیاد اختیاری شهر فردیس بود که از میان آنان، تعداد 30 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش آموزش شفقت به خود را طی8 جلسه 1 الی 1:30 دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تحمل پریشانی و پرسشنامه سازگاری زناشویی بود. دادهها با استفاده از روشهای آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد آموزش شفقت به خود تأثیر معناداری بر افزایش تحمل پریشانی و بهبود سازگاری زناشویی زنان دارای همسر معتاد دارد. بهطور کلی، نتایج حاکی از آن است که آموزش شفقت به خود میتواند بهعنوان یک مداخله روانشناختی مؤثر در ارتقای سلامت روان و بهبود روابط زناشویی این زنان مورد استفاده قرار گیرد و زمینهساز طراحی برنامههای حمایتی و مشاورهای هدفمند در حوزه خانواده و اعتیاد باشد.
عسل رهنما، دکتر انیس خوش لهجه صدق،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ذهنیسازی چندبعدی و باورهای فراشناختی در بیماران مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر و افراد غیربالینی انجام شد. روش پژوهش علی ـ مقایسهای و جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر و افراد غیربالینی در استان تهران طی سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ بود. نمونه پژوهش شامل ۱۰۰ نفر، متشکل از ۵۰ بیمار و ۵۰ فرد غیربالینی بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه ذهنیسازی چندبعدی و پرسشنامه باورهای فراشناختی گردآوری و با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری و آزمونهای تکمتغیری پیگیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد تفاوت دو گروه در مجموعه مؤلفههای ذهنیسازی چندبعدی معنادار است؛ بااینحال، در بررسی جداگانه مؤلفهها، تنها تفاوت در مؤلفه بیاعتمادی معنادار بود و میانگین آن در بیماران بالاتر از افراد غیربالینی به دست آمد. همچنین، دو گروه در مجموعه باورهای فراشناختی تفاوت معناداری داشتند و میانگین هر پنج مؤلفه شامل مهارناپذیری و خطر، باورهای مثبت درباره نگرانی، وقوف شناختی، اطمینان به حافظه و نیاز به مهار افکار در گروه بیماران بیشتر بود. این یافتهها نشان میدهند که باورهای فراشناختی و مؤلفه بیاعتمادی از ابعاد قابلتوجه در مقایسه روانشناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر با افراد غیربالینی هستند. ازاینرو، بررسی این متغیرها میتواند به شناخت دقیقتر ابعاد روانشناختی همراه با این اختلال کمک کند؛ هرچند به دلیل ماهیت مقطعی پژوهش، نتایج حاضر امکان استنباط رابطه علّی را فراهم نمیکنند.
خانم فیروزه جلالی پور، دکتر سهیلا رحمانی،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
اضطراب امتحان و ناگویی هیجانی از عوامل مؤثر بر سلامت روان و عملکرد تحصیلی نوجوانان به شمار میروند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بر ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان در نوجوانان انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری دوماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان نوجوان مشغول به تحصیل در دو مدرسه شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود که از میان آنان، ۳۰ دانشآموز به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه هفتگی برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل در طول دوره پژوهش هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه اضطراب امتحان گردآوری و با تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. یافتهها نشان داد برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی موجب کاهش معنادار ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. همچنین، نتایج مرحله پیگیری دوماهه حاکی از پایداری اثرات این مداخله بود. بر این اساس، برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند بهعنوان یک مداخله مکمل در محیطهای آموزشی برای کاهش ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد.
صبا صداقت زاده، دکتر سیما فرزانه،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد (ACT) بر طرحواره هیجانی شرم و ابراز هیجان در نوجوانان پسر دارای اضطراب اجتماعی بالا در منطقه ۱۳ شهر تهران انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با پیگیری و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان پسر دورههای متوسطه اول و دوم دارای اضطراب اجتماعی بالا در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ بود. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای، ۳۰ دانشآموز که نمره آنان در پرسشنامه اضطراب اجتماعی بالاتر از نقطه برش بود، انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس طرحوارههای هیجانی لاهی (۲۰۰۲)، مقیاس ابرازگری هیجانی کینگ و امونز (۱۹۹۰) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانر و همکاران (۲۰۰۰) بود. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۱۲۰ دقیقهای درمان پذیرش و تعهد را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. نتایج نشان داد اثر زمان، اثر گروه و اثر متقابل زمان و گروه بر متغیرهای وابسته معنادار بود. همچنین، درمان پذیرش و تعهد موجب کاهش معنادار و پایدار طرحواره هیجانی شرم و افزایش معنادار ابراز هیجان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پسآزمون و پیگیری شد . بر اساس یافتهها، درمان پذیرش و تعهد میتواند مداخلهای مؤثر برای کاهش طرحواره هیجانی شرم و بهبود ابراز هیجان در نوجوانان دارای اضطراب اجتماعی باشد.
آقای محسن آربزی، خانم زهرا نوروزی قادرلو، دکتر بهرام جوکار،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه تابآوری هیجانی (ژانگ و لو، 2010) در جمعیت عمومی شهر شیراز بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. در این راستا تعداد 501 نفر از افراد بزرگسال ساکن شهر شیراز (310 زن، 191 مرد) به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند؛ و به پرسشنامه الکترونیکی تابآوری هیجانی (ژانگ و لو، 2010) و نسخه کوتاه پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت (خرمائی و فرمانی، 1393) پاسخ دادند. روایی سازه پرسشنامه مذکور به ترتیب با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب همبستگی مؤلفههای پرسشنامه تابآوری هیجانی با پنج عامل بزرگ شخصیت مورد بررسی قرار گرفت. به منظور بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده گردید. دو مؤلفه پرسشنامه شامل شایستگی هیجانی مثبت و تابآوری هیجانی در جامعه پژوهش نیز با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی استخراج گردید. آزمون مدل تابآوری هیجانی حاکی از تأیید ساختار دو عاملی استخراج شده و همسو با پژوهش اصلی است. همچنین، بررسی همبستگی تابآوری هیجانی با پنج عامل بزرگ شخصیت و شاخص میانگین واریانس استخراجشده (AVE) نشاندهنده روایی همگرای ابزار بود. علاوه بر آن، ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تأییدکننده پایایی پرسشنامه است. در مجموع یافتههای پژوهش نشان میدهد که پرسشنامه مذکور از شاخصهای روانسنجی مناسبی برای اندازهگیری تابآوری هیجانی جمعیت عمومی ایرانی برخوردار است؛ و میتواند مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.
شیوا جمشیدی، مهدی اکبری، دیوید هالفورد، آقای دکتر علیرضا مرادی،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
عدمتحمل پریشانی بهعنوان یک عامل آسیبپذیری روانشناختی، در بروز دامنۀ وسیعی از شرایطِ منجر به آسیبشناسی روانی از جمله نگرانی و نشخوار فکری نقش دارد. تحمل پریشانی پایین همچنین میتواند افراد را مستعد استفادۀ بیشتر از راهبردهای اجتناب سازد. این پژوهش، با هدف گسترش درک ما از ارتباط میان عدمتحمل پریشانی و نگرانی/نشخوار فکری، از طریق بررسی نقش میانجیِ دو شکل از اجتناب (یعنی اجتناب تجربهای و اجتناب از تضاد هیجانی) صورت گرفت. دادههای پرسشنامهای و مقطعی از ۱,۰۹۸ شرکتکننده از جمعیت عمومی در دامنۀ سنّی ۱۸ تا ۵۵ سال (52.3% مؤنث) جمعآوری شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل میانجی نشان داد که اجتناب تجربهای و اجتناب از تضاد هیجانی، رابطۀ بین عدمتحمل پریشانی و نگرانی/نشخوار فکری را بهشکل زنجیرهای میانجیگری میکنند. به بیان دقیقتر، هر اندازه ظرفیت تحمل پریشانی پایینتر باشد، افراد بیشتر به تفکر منفی تکراری در قالب نگرانی و/یا نشخوار فکری میپردازند و دو شکل از اجتناب، این رابطه را میانجیگری میکنند. کاربردها، محدودیتها، و پیامدهای این پژوهش نیز مورد بحث قرار گرفته است.
سیده فاطمه اسمعیل پور، اسماعیل سعدی پور،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت نمایشی از اختلالات خوشه B هستند که با وجود برخی ویژگیهای رفتاری مشترک، از نظر الگوهای شناختی تفاوتهایی دارند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه خطاهای شناختی و انعطافپذیری شناختی در افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته و نمایشی انجام شد. این پژوهش به روش علی.مقایسهای انجام گرفت. جامعه آماری شامل مراجعان مرکز مشاوره مرسانا در تهران بود که از میان آنان افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته و نمایشی به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای تشخیص اختلالات شخصیت از پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون (MCMI-III) و برای سنجش خطاهای شناختی و انعطافپذیری شناختی بهترتیب از پرسشنامه تحریفهای شناختی عبداللهزاده و سالار (۱۳۸۹) و پرسشنامه انعطافپذیری شناختی دنیس و وندروال (۲۰۱۰) استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون t مستقل تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین دو گروه از نظر خطاهای شناختی و انعطافپذیری شناختی تفاوت معناداری وجود ندارد. در بررسی مؤلفههای خطاهای شناختی، بزرگنمایی در هر دو گروه بالاترین رتبه و بیتوجهی به امر مثبت پایینترین رتبه را داشت. همچنین نمرات نتیجهگیری شتابزده و شخصیسازی در گروه مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی بالاتر از گروه خودشیفته بود. در مجموع، تفاوت معناداری بین افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته و نمایشی از نظر خطاهای شناختی و انعطافپذیری شناختی مشاهده نشد؛ با این حال، تفاوت در برخی مؤلفههای خطاهای شناختی میتواند نشاندهنده تفاوتهایی در الگوهای شناختی این دو اختلال باشد و توجه به این تفاوتها در شناخت دقیقتر و طراحی مداخلات متناسب با ویژگیهای هر اختلال را ضروری میسازد.