400 نتیجه برای نوع مطالعه: مقاله پژوهشی
کژال حدادیان، علیرضا ایرانبخش، رمضانعلی خاوری نژاد، محمود قرآننویس،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
هدف اين مطالعه، بررسي اثر نانو ذرات مس و پلاسمای سرد اتمسفری بر شاخص هاي بيوشيميايي گياه دارويي بادرشبو (Dracocephalum moldavica) است. عوامل دخیل در آزمایش شامل نانوذرات مس و ذرات غیرنانو در چهار سطح صفر (کنترل)، 25، 50، 75 میلیگرم بر لیتر (mgl-1) و پلاسمای سرد اتمسفری در سه فاصله زمانی صفر (کنترل)، 20 و 30 ثانیه بود. نتایج نشان داد که پلاسمای سرد اتمسفری باعث افزایش درصد اسانس می شود، در حالی که فلانوئید و فعالیت آنزیمهای کاتالاز و پراکسیداز را کاهش می دهد. بیشترین تاثیر پلاسماي سرد اتمسفری بر درصد اسانس در تیمار 20 ثانيه مشاهده شد و بين تيمارهاي 20 و 30 ثانيه با توجه به تأثير پلاسماي سرد اتمسفری بر صفات ديگر، تفاوت معناداري مشاهده نشد. همچنین، مشاهده گردید که مس غیر نانو موجب تنش فلزی سنگین در گیاه بادرشبو میشود. سطوح 25 و 50 میلیگرم بر لیتر نانوذرات مس موجب ارتقا صفات شد، اما سطح سوم آن (75 میلیگرم بر لیتر) بهعنوان فلز سنگین عمل کرد، بنابراین استفاده از نانوذرات مس 25 و 50 میلیگرم بر لیتر توصیه میشود. برهمکنش پلاسمای سرد اتمسفری و نانو ذرات مس نشان داد که پلاسمای سرد اتمسفری اثر فزایندهای بر بهبود صفات مورد اندازهگیری داشته و اثر نانوذرات مس را افزایش داده است. میتوان نتیجه گرفت که استفاده از نانوذرات مس با غلظت 25 میلیگرم بر لیتر و پلاسمای 20 ثانیه در مقایسه با مس غیرنانو، تأثیر معنادارتری بر بهبود شاخصهای بیوشیمیایی گیاه بادرشبو دارد.
سرمد مهدی کاظم، حمید اجتهادی، فرشید معماریانی، محمدباقر عرفانیان،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
چرای بیش از حد دام اجتماعهای گیاهی را تحت تأثیر قرار داده و به عنوان یکی از مهمترین عوامل تخریب پوشش گیاهی در مناطق خشک و نیمه خشک در نظر گرفته میشود. تغییراتِ آنی اجتماعهای گیاهی پس از چرای بیش از حد، در اکوسیستمهای خشک تخریبشده در ایران، بهندرت مطالعه شده است. دادههای این مطالعه از 100 قاب تصادفی که قبل و بعد از چرای بیش از حد در دشت گلبهار واقع در شمال شرقی ایران مستقر شده بودند، جمعآوری شد تا تغییرات ویژگیهای فیزیونومیکی، ترکیب و تنوع گونهای اجتماعهای گیاهی پس از چرای بیش از حد ثبت و بررسی شود. در این مطالعه، طیف فرمهای زیستی، تغییرات RIVI گونهها، ترکیب گونهای و تنوع گونهای قبل و بعد از چرای بیش از حد مقایسه شد. نتایج این تحقیق نشانداد كه تروفيتها فرم زیستی غالب در منطقه بوده و پس از چرای بیش از حد كاهش مییابند. ترکیب اجتماعهای گیاهی منطقه پس از چرای بیش از حد بدون تغییر باقی مانده است. تنوع گونهها در سطح گونههای نادر و فراوان پس از چرای بیش از حد کاهش یافت. یافتههای ما حاکی از آن است که چرای بیش از حد نمیتواند بلافاصله ساختار پوشش گیاهی مناطقِ خشکِ تخریبشده را تغییر دهد. با این حال، میتواند باعث تغییراتی شود که ممکن است باعث کاهش خدمات اکوسیستم شود. حذف کامل چراگرها در چنین مناطقی امکان پذیر نیست؛ فنسکشی یا کاهش تعداد دامهایی که وارد منطقه میشوند میتواند برای حفظ و احیای پوشش گیاهی در منطقه استفاده شود
فریده عطار، حسین معروفی،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
گونه Onosma sulaimanica که از استان کردستان ایران جمعآوری شده است به عنوان اولین گزارش گونه از ایران ارائه میشود. این گونه در بخش Onosma، زیربخش Onosma و سری Wheeler-hainesii قرار دارد. کلید گونههای دو سری Wheeler-Hainesii و Aleppica که در ارتباط با یکدیگر هستند به همراه تصاویر و نقشه پراکنش ارائه میشوند.
مانوج کومار، راکش رنجان، عمار کومار، مانورانجان پراساد سینها، روهیت اسریواستاوا، سوئتا سوبارنا، سمیر کومار ماندال،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
عصاره برگ انار از زمان بسیار قدیم در داروهای سنتی استفاده می شده است. از این عصاره به سبب دارا بودن خواص آنتی اکسیدانی استفاده می شود. سنتز نانوذرات سبز یک زمینه نوظهور است که دامنه کاملا متفاوتی را برای فرمولاسیون های دارویی گشوده است. توسط بسیاری از کاربران گزارش شده است که نانوذرات سبز داروهای موثرتری در مقایسه با عصارههای ساده آنها هستند. بنابراین ، به منظور ارزیابی این گمانه زنیها، کار حاضر برای ارزیابی فعالیت محافظت کبدی نانوذرات نقره سنتز شده با استفاده از عصاره برگ آبی گیاه انار در مقایسه با عصاره آبی انجام شد. پس از مسمومیت با CCl4، در مقایسه با گروه کنترل میزان بیلی روبین سرم به طور معنیداری افزایش یافت (05/0> p) و سطح پروتئین کل به طور معنیداری کاهش یافت (05/0> p). علاوه بر این ، فعالیت آلکالن فسفاتاز، فعالیت آسپارتات آمینوترانسفراز و فعالیت آلانین ترانس آمیناز به طور قابل توجهی افزایش یافت (05/0> p). موشهای مسموم شده با CCl4، با عصاره برگ آبی و نانوذرات سنتز شده تحت تیمار قرار گرفتند، نتایج به وضوح برای عصاره آبی انار اثر محافظت کبدی را نشان داد، زیرا پروفایل کبد توسط سمیت CCl4 تغییر یافته و به مقادیر کنترل طبیعی رسیده است. علاوه بر این، نانوذرات سنتز شده با استفاده از عصاره آبی برگ انار نسبت به عصاره آبی میوه انار به عنوان ماده محافظت کننده کبد موثرتر بودند.
سیدهزهرا موسوی پارسایی، جمیل واعظی، حمید اجتهادی، فرشید معماریانی، محمدرضا جوهرچی،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
. Phelipanche pouyanii به عنوان یک گونه جدید از استان خراسان جنوبی واقع در شرق ایران معرفی می شود. صفات ریخت شناسی تشخیصی شامل دندانه های کاسه خیلی بلندتر از لوله کاسه و بی کرک بودن میله های پرچم، به خوبی گونه جدید را از گونههای خویشاوند نظیر P. mutelii، P. angustelaciniata و P. nana جدا می کنند. نتایج حاصل از مطالعات گردهشناسی و ریزریختشناسی دانه نشان می دهد که این صفات ارزش آرایهشناختی در مرزبندی بین گونه جدید و گونه های خویشاوند ندارند. با این حال، توالی های حاصل از نشانگر ریبوزومی ITS، مرزبندی آشکاری را بین گونه جدید و گونه های خویشاوند نشان میدهند.
شیوا شهسواری، زهرا نورمحمدی، مسعود شیدایی، فرح فراهانی، محمدرضا وظیفهشناس،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
میوه انار یکی از مهمترین محصولات باغبانی به دلیل وجود ترکیبات پلی فنل ها، آنتی اکسیدان و ضد قارچی است. در مطالعه حاضر تنوع ریخت شناسی و ترکیبات فیتوشیمیایی هشت رقم تجاری انار مورد بررسی قرار گرفت. چهارده صفت ریخت شناسی و 10 ترکیب شیمیایی اندازهگیری شد. براساس آنالیز مولفه های اصلی، متغیرترین صفات ریخت شناسی میان ارقام انار مورد مطالعه شامل نوک برگ، حاشیه برگ، قدرت رشد و فرم رویشی بود. کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا ترکیباتی شامل کلروژنیک اسید، کافئیک اسید، پارا کوماریکاسید،اسیدیته، محتوی فنولی، فعالیت آنتیاکسیدانی در آبمیوه و پوست میوه توانستند ارقام مورد مطالعه را متمایز کنند. مقایسه دندروگرامUPGMA براساس داده های ریخت شناسی و محتوی شیمیایی عدم تطابق بین آنها را نشان داد. تست مانتل بین صفات ریختی، ترکیبات شیمیایی و فاصله جغرافیایی ارتباط معنی داری را نشان نداد. این نتایج نشان دهنده تفاوت در محتوی ژنتیکی ارقام انار در مناطق مختلف ایران است و تنوعات در صفات مطالعه شده ارتباطی با فاصله جغرافیایی آنها ندارد.
فرهاد مشایخی، سمیه شعبانی، سهیلا طالش ساسانی، زیور صالحی،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
Olig1 و Olig2 دو فاکتور کپی برداری است که نقش تنظیم کنندگی در تمایز و اختصاصی شدن سلولهای اجدادی اولیگودندروسیت بازی میکنند. در این مطالعه اثر میدان الکترومغناطیسی بر غلظت کل پروتئین و بیان Olig1 و Olig2 در کورتکس مغز موش بررسی شد. بیست و یک موش نژاد Balb/c به سه گروه کنترل، تیمار و شم (تعداد 7 موش برای هر گروه) تقسیم شدند. موشهای گروه تیمار درون بوبین (سولنوئید) بطور روزانه در معرض میدان 50 هرتز /1 میلیتسلا برای 6 ساعت در هر روز و به مدت 10 روز قرار داده شد. گروه شم درون همان بوبین ولی بدون میدان الکترومغناطیس قرار داده شد. بعد از اتمام این مدت موشها بیهوش شده و کورتکس مغز آنها برای آنالیز های بعدی جدا گردید. غلظت کل پروتئین و بیان Olig1 و Olig2 به ترتیب توسط اندازه گیری پروتئین Bio-Rad و وسترن بلات بررسی شد. تفاوت معنی داری در غلظت کل پروتئین در کورتکس مغز گروه تیمار در مقایسه با گروههای شم و کنترل دیده نشد. همچنین نشان داده شد که بیان Olig1 و Olig2 در کورتکس مغز موش گروه تیمار در مقایسه با گروههای شم و کنترل بیشتر است. نتیجه گیری میشود که میدان الکترومغناطیسی باعث افزایش بیان Olig1 و Olig2 در کورتکس مغز موش میشود. به علاوه چون Olig1 و Olig2 نقش مهمی در تکوین سلولهای اجدادی اولیگودندروسیت بازی می کند، نتیجه گیری می شود که EMF ممکن است با افزایش بیان Olig1 و Olig2 در تمایز سلولهای اجدادی اولیگودندروسیت نقش داشته باشد. مطالعه بیشتر برای تایید اثر میدان الکترومغناطیسی بر تمایز اولیگودندروسیت ضروری است.
.
فاطمه دائمی، فریده عطار، اصغر زمانی، مهرشید ریاحی،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
در مطالعه حاضر، تزئینات سطح دانه در 31 گونه (شامل 34 جمعیت) و تزئینات سطح کپسول در پنج گونه از سرده Scrophularia پراکنده در ایران، با استفاده از میکروسکوپ الکترونی نگاره (SEM)، مورد بررسی قرار گرفت. سطح دانه در تمام نمونههای مورد مطالعه، به صورت مشبّک و دارای تزئینات داخلی نردبانیشکل است. با این حال، به واسطه وجود تنوّع در جزئیات مربوط به شکل کلی و الگوی دیواره سلولهای اپیدرمی، تزئینات موجود در سطح دانه به چهار الگوی متفاوت قابل تقسیمبندی است: (1) سلولهای اپیدرمی با شکل کاملاً نامنظم؛ (2) سلولهای اپیدرمی با شکل نامشخص، به طوری که فاصله سلولها قابل تشخیص نیست؛ (3) سلولهای چندوجهی مشبّک دارای دیوارههای مشخص که به صورت موّاج یا وزیکولی نیست. این الگو خود به دو زیرگروه شامل سلولهای باریک طویل و سلولهای پهن تقسیم میشود؛ (4) سلولهای چندوجهی مشبّک دارای دیوارههای موّاج و گاهی وزیکولی که به دو گروه دارای سلولهای باریک طویل و سلولهای پهن تقسیم میشود. همچنین سطح دانه در نمونهها میتواند دارا یا فاقد حجرهها و دیوارههای مشخص باشد. به علاوه، تنوّع قابل توجهی در ابعاد، شکل و رنگ دانهها حتّی در یک نمونه مشاهده شد. بررسیهای انجام گرفته بر روی تزئینات سطح دانه حاکی از آن است که اطلاعات به دست آمده از این صفت، کاربرد قابل توجهی در تقسیمبندی گونههای Scrophularia ندارد.
.
سلیمه رئیسی، احمد مولایی راد، مینو صدری، حمیده روحانی نژاد،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
کزاز توسط توکسین حاصل از باکتری كلستریديوم تتاني ایجاد می شود. به دلیل آلودگی سریع و آسان با این باکتری، تشخیص وضعیت ایمنی افراد نسبت به این عامل حائز اهمیت است. از اینرو بیوسنسورهای الکتروشیمیایی یکی از ابزارهای سودمند در این رابطه بوده و دارای ویژگی هایی مانند سرعت، سادگی، تجهیزات ارزان و قابل حمل هستند، بااین وجود حساسیت شناسایی آنها کافی نیست. بنابراین، تقویت نقره در ارتباط با نانوذرات-طلا برای بهبود شناسایی آنالیتها پیشنهاد شده است. از این رو در بررسی اخیر با کاربرد نانوذرات-طلا به عنوان برچسب و پس از آن تقویت نقره، حضور آنتیبادی ضدتوکسوئید کزاز به صورت "آری یا نه" به روش الکتروشیمیایی با قالب سنجشهای ایمنی غیر مستقیم بر روی الکترودهای کربن-شیشه ای اصلاحشده با نانولوله کربنی مورد ارزیابی قرار گرفت. روش آنالیتیکال شامل برهمکنش سم کزاز و آنتی¬بادی بر روی الکترود است که توسط اتصال آنتی¬بادی ثانویه کانجوگه شده با نانوذرات-طلا و پس از آن تقویت نقره دنبال گردید. تغییر ولتامتری-چرخهای و تغییرات سیگنال طلا نسبت به نقره بر اساس تغییرات یون (Ag+1) بر روی سطح الکترود بررسی شد. نتایج نشان داد که (Ep∆) از 24/0 ولت پیش از واکنش تقویت نقره به 57/0 ولت پس از آن افزایش یافت. همچنین، پس از تقویت نقره، جریان به میزان چشمگیری افزایش یافت و نمودار جریان در Ecp به سمت پتانسیل های مثبت و در Eap به سمت پتانسیل های منفی انتقال یافت. درمجموع این روش باعث افزایش حساسیت شناسایی شده و میتواند به راحتی برای شناسایی سایر مولکولهای زیستی استفاده شود.
سیمین کلوتی، شاهرخ کاظم پور اوصالو، فریده عطار، آلفونسو سوزانا، نوریا گارسیا- جاکاس،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
تبارزایی و تنوع ریختی گونههای Cousinia hypopolia، C. decipiens، C. esfandiarii، C. renominota، C. stahliana و C. daryoushiana از بخشه Stenocephalae از سرده Cousinia که در مناطق شمالشرقی ایران پراکنش دارند، مورد بررسی قرار گرفتند. توالیهای هستهای ETS , ITS و کلروپلاستی rpl32-trnL(UAG) برای 12 گونه (17 نمونه) تولید شد. روابط تبارزایشی بین گونهای با استفاده از روش استنباط بیزی و روش بیشینه درست نمایی بازسازی شد. همچنین نمونهها از لحاظ صفات ریختشناسی مورد بررسی قرار گرفتند. در این مطالعه جدایی این گونهها توسط نتایج حاصل از دادههای مولکولی (دادههای ترکیبی هستهای ETS ,ITS و کلروپلاستی rpl32-trnL(UAG)) علیرغم دارا بودن صفات ریختی و توزیع جغرافیایی بسیار مشابه تأیید شد. بر اساس مطالعه حاضر گونههای ذکر شده، بر اساس صفات ریختی و نتایج حاصل از دادههای مولکولی از یکدیگر جدا میشوند. کلید شناسایی و شرح گونهها ارائه میشود. این نتایج با مطالعات قبلی ریختشناسی، گردهشناسی و تشریحی همخوانی قابل توجهی نداشت.
پریچهر حناچی، حجت صادقی علی آبادی، نسیم قربانی، روشنک زرین قلمی، خدیجه کیارستمی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
بشر از دیرباز به گیاهان علاوه بر دید خوراکی با بینش درمانی نیز نگریسته است. گیاهان منبع غنی از ترکیبات آنتیاکسیدانی و فنولی هستند. اسطوخودوس و بادرنجبویه از گیاهان دارویی هستند که غنی از ترکیبات آنتیاکسیدانت هستند. هدف از این مطالعه، مقایسه میزان ترکیبات آنتیاکسیدانی عصارههای دو گیاه اسطوخودوس و بادرنجبویه و بررسی اثر آنها بر روی رده سلولی سرطانهای پستان، رحم و تخمدان با استفاده از روش عصارهگیری و حلال مناسب است. از برگ خشک گیاهان عصارههای متانولی، آبی، اتانولی تهیه گردید و سنجش فعالیت آنتیاکسیدانی با روش DPPH و FRAP صورت گرفت و در نهایت اثر ضدسرطانی عصارهها بر روی ردههای سلول سرطانی پستان، رحم و تخمدان با روش MTT سنجیده شد. مقایسه نتایج سنجش آنتی اکسیدان کل نشان داد بیشترین میزان مربوط به عصاره اتانولی لئوفلیزه بادرنجبویه و عصاره متانولی لیوفلیزه اسطوخودوس است. میزان IC50 عصاره اتانولی بادرنجبویه برابر 0/028 میلیگرم بر میلیلیتر بر رده سلولی OVCAR-3 بوده که بهترین نتیجه را نسبت به سایر حلالها و سایر ردههای سلولی داشته و در رده سلولهای MCF-7 نیز عصاره اتانولی اسطوخودوس با میزان IC50 برابر 2/07 میلیگرم بر میلیلیتر بهترین نتیجه را داشت. در رده سلولی HeLa نیز عصاره متانولی اسطوخودوس با IC50 برابر 7/36 میلیگرم بر میلیلیتر بهتر از دو حلال دیگر بود. در این پژوهش برای اولین بار تاثیر عصارههای مختلف بادرنجبویه و اسطوخودوس بر روی رده سلولهای سرطان پستان (MCF-7)، تخمدان (OVCAR-3) و دهانه رحم (HeLa) سنجیده شد و نتایج نشان دادکه عصاره اتانولی و متانولی حاصله از این گیاهان دارای خاصیت کشندگی بیشتری بر روی رده سلولهای سرطانی است.
حسین جوان بخت، ریحانه حاجیان،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
انگلهای کوکسیدیایی (Apicomplexa: Coccidia) تقریبا از تمام گروههای مهرهداران گزارش شده است. این انگلها ممکن است باعث اثرات اکولوژیکی و پاتولوژیکی شدیدی بر روی میزبان شوند. انگلهای خونی جنسهای شلاکیا و لانکسترهلا، چرخه کامل زندگی خود را در میزبان خزنده طی میکنند و سپس یک مرحله خاموش را در بافت میزبان خونخوار (عموما هیره یا پشه) باقی میمانند تا توسط میزبان خزنده بعدی بلعیده شوند. بههرحال شیوع و شدت این انگلها در بیشتر نواحی پراکنش آن به میزان کمی شناخته شده است. با این هدف، برای اولین بار شیوع و شدت این انگلها را در سه گونه از مارمولکهای استان مرکزی ایران شامل Trapelus lessonae ، Ophisops elegans و Eremias monticola مورد بررسی قرار گرفت. نمونههای خون از سیاهرگ دمی 51 مارمولک بوسیله سرنگ انسولین جمعآوری شد. اسمیرهای خونی خشک شد، پس از تثبیت نمونهها در الکل متانول، بهوسیله محلول گیمسا رنگآمیزی و سپس با میکروسکوپ نوری و با عدسی 100 مورد بررسی قرار گرفت. آلودگی به انگلهای هموکوکسیدیایی خانواده لانکسترهلیدا در خون 41 درصد از 51 نمونه مارمولک آزمایش شده مشاهده شد. میانگین شدت آلودگی در سه گونه بین 0/05–0/03 درصد متغیر بود. این بررسی شیوع و شدت نسبتا بالای این انگلهای خونی را در مارمولکهای نواحی مرکزی ایران نشان داد. این نتایج پیش بینی میکند که میزبانهای مناسب برای انتقال این انگل در این نواحی پراکنش دارند. بنابراین توصیه می شود در تحقیقات آینده از مارکرهای ژنتیکی جهت شناسایی دقیق تر انگل ها استفاده شود.
فاطمه کبودان، سهیلا طالش ساسانی، سید محسن اصغری،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
سرطان پستان چهارمین سرطان شایع در سراسر جهان است و زمانی اتفاق میافتد که سلولهای پستان به طور غیر قابل کنترلی تقسیم شوند و تومور تشکیل بدهند. رگزایی یکی از عوامل مهم در رشد و حفظ هموستاز سلول در شرایط طبیعی و پاتولوژیک است و VEGFs از مهمترین عوامل موثر در رگزایی هستند. miR-210 از طریق ارتباط با VEGF در رگزایی نقش مهمی ایفا می کند. در این مقاله تغییرات بیان miR-210 در پاسخ به پپتید ضد رگزایی آنتاگونیست VEGFB (موسوم به VEGB1) در موش های ماده نژاد BALB/c، دارای تومور پستان القاء شده با رده سلولی 4T1 مطالعهشد. گروه تحت درمان مقادیر 1mg.kg-1 و 10mg.kg-1 از پپتید و گروه کنترل، PBS را به طریق درون صفاقی (ip) به مدت دو هفته دریافت کردند. چهارده روز پس از تیمار، بافت پستانی از هر دو گروه حیوانات جداسازی و میزان بیان miR-210 بررسی شد. تحلیل آماری نتایج با استفاده از One Way ANOVA بیانگر وجود اختلاف معنادار در میزان بیان miR-210 میان گروههای تیمارشده با مقادیر مختلف VEGB1 بود. همچنین بیان این ژن میان گروههای تیمار شده با پپتید با نمونه های شاهد تفاوت معنی دار داشت ( p<0.05 ). در موش های تیمار شده با یک میلی گرم بر کیلوگرم از VEGB1 میزان بیان miR-210، 42 درصد کاهش بیان داشت، اما کاهش 90 درصدی بیان miR-210 در موش های تیمار شده با 10میلیگرم بر کیلوگرم VEGB1 مشاهده گردید که نشان دهنده عملکرد مهاری پپتید آنتاگونیست VEGB1 در مقادیر مختلف است.
نسترن حیدری،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
نسبت طول انگشتان طی دوران تکوین جنینی سازماندهی شده و ممکن است با قرار گرفتن در معرض هورمونهای استروئیدی جنسی درجات مختلفی از دوشکلی جنسی بین افراد نر و ماده در گروههای مختلف جانوری نشان بدهند. بین تمامی انگشتان یک فرد، نسبت بین انگشتان دوم به چهارم (2D:4D) بیشترین اهمیت را داراست. در این مطالعه، نسبت طول انگشتان دوم تا چهارم در هر دو سمت راست و چپ بدن در اندامهای جلویی (دستها) و عقبی (پاها) بدن در 44 نمونه (شامل 20 نر و 24 ماده) از مارمولکهای گونه blanfordiAcanthodactylus جهت تعیین وجود دوشکلی جنسی در نسبت بین انگشتان نمونهها مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه همچنین دوشکلی جنسی نمونهها از لحاظ دیگر صفات مورفولوژیک (23 صفت متریک و مریستیک) مورد بررسی قرار گرفتند. دوشکلی جنسی در پنج صفت مورفولوژیک متریک و مریستیک مشاهده شد. اما از لحاظ نسبت اندازه انگشتان دست و پا، دوشکلی جنسی در اندازه طول انگشتان صرفاً در 2D:4D در سمت راست بدن در هر دوی اندامهای حرکتی جلویی و عقبی مشاهده گردید. بهطوریکه، اندازه این صفت در نرها بیشتر از مادهها بوده و این اختلاف نیز از لحاظ آماری معنی دار بود (P≤0.05).
آزاده اخوان روفیگر، علی باقری،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
منطقه گلستانکوه با مساحت تقریبی 130 هزار هکتار، در استان اصفهان واقع شده است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی فلور این منطقه انجام شد. در مجموع، 620 آرایه متعلق به 303 سرده و 61 تیره شناسایی گردید. کاسنیان با 104 گونه بزرگترین تیره گیاهی منطقه بود و بعد از آن تیرههای باقلائیان، نعنائیان و کلمیان به ترتیب با 63، 60 و 59 گونه رتبههای بعدی را کسب کردند. سرده گون نیز با 33 گونه بزرگترین سرده است. فراوانترین شکل زیستی در منطقه همیکریپتوفیتها با 41 درصد و تروفیتها با 34 درصد هستند، از نظر پراکندگی جغرافیایی، 48 درصد (300 گونه)، به ناحیه ایرانو-تورانی تعلّق دارند. همچنین از بین گیاهان شناسایی شده در منطقه، تعداد 130 گونه (21 درصد) انحصاری ایران محسوب میشوند. با توجه به تنوع گونهای بالا در منطقه گلستانکوه، استفاده از راهکارهای مناسب برای حفاظت از آنها بسیار ضروری به نظر میرسد.
نجمه نیکدل، جواد بهارآرا، سعید ذاکر بستان آباد، مریم طهرانی پور،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
اگزوزوم از انواع مختلف سلولها ترشح میشود و بهعنوان بستههای زیستی شناخته میشوند. اگزوزومها در ارتباطات بین سلولی و همچنین در ایجاد و پیشرفت بیماریهای مختلف از جمله سرطان نقش مهمی دارند. هورمونهای Inhibin و آنتیمولرین هورمون (AMH) از نشانگرهای تومور سلول گرانولوزا (GCT) است. در این مطالعه تجربي آزمايشگاهي اثر اگزوزومهاي مشتق از سلولهای سرطان تخمدان انساني بر ترشح هورمون Inhibin B و AMH از سلولهای گرانولوزا بررسي شد. ابتدا سلولهای رده A2780 سرطان تخمدان کشت داده شدند سپس مایع رویی جهت استخراج اگزوزومها توسط اولتراسانتریفیوژ جمعآوری و با استفاده از روش DLS و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) بررسی شدند. همچنين سلولهای گرانولوزا از تخمدان موش ماده نابالغ نژاد Balb/C استخراج و کشت داده شد و سپس توسط غلظت μg/ml 25 از اگزوزومهاي استخراج شده سلولهاي سرطان تخمدان تیمار شد و مقدار هورمونهای Inhibin B و AMH اندازهگیری شد. مقدار هورمونهای Inhibin B و AMH در سلولهای تیمار شده در مقايسه با شاهد افزایش معنيدار نشان داد 05/0P<. از آنجا که در این مطالعه اگزوزومهای استخراج شده از سلول های سرطانی تخمدان باعث افزایش معنیدار هورمونهای Inhibin B و AMH شده است بهنظر میرسد که در ایجاد تومور سلول گرانولوزا موثر میباشند و لذا ضرورت مطالعات کلینیکی کاملا محسوس و پیشنهاد میشود.
مهرداد غیاثوند، علی مخدومی، مریم مقدم متین، جمیل واعظی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
با توجه به افزایش نرخ بروز سرطان مری در برخی کشورهای آسیایی از جمله مناطق شمال و شمالشرق ایران، شناسایی ترکیبات ضدسرطانی جدید برای سرکوب این بیماری ضروری است. امروزه اثبات گردیده که تولید بسیاری از متابولیتهای گیاهی با فعالیت میکروارگانیسمهای اندوفیت در ارتباط است. در این پژوهش توانمندی باکتریهای اندوفیت گیاه دارویی افدرا در مهار تکثیر رده سلولی سرطان مری (KYSE-30) ارزیابی شد. 54 سویه باکتری اندوفیت (از 74 جدایه اولیه) از دو گیاه دارویی Ephedra intermedia و Ephedra foliata پس از استریل کردن سطح آنها بهدست آمد. باکتریها در محیط کشت تریپتیک سوی براث (TSB) تلقیح و پس از 72 ساعت متابولیتهای تولید شده با استفاده از کلروفرم استخراج گردید. اثر عصاره خام سویههای منتخب بر روی رده سلولی سرطان مری KYSE-30 با آزمون MTT در بازههای زمانی 24، 48 و 72 ساعت ارزیابی گردید. در نهایت سویه مورد نظر با استفاده از تکثیر و توالییابی ژن 16S rRNA شناسایی شد. بر اساس نتایج آزمونMTT سویه A1 دارای فعالیت ضدسرطانی بر روی رده سلولی KYSE-30 با مقادیر IC50 برابر با 4/346، 8/192 و 3/121 میکروگرم بر میلیلیتر به ترتیب در زمانهای 24، 48 و 72 ساعت پس از تیمار بود. بر اساس شناسایی مولکولی، باکتری مذکور به Microbacterium maritypicum شباهت داشت. با توجه به توانایی جدایه A1 در مهار تکثیر و زنده مانی KYSE-30 استفاده از ترکیبات طبیعی تولید شده توسط این باکتری برای درمان سرطان مری امکانپذیر است. هرچند جهت تایید این نتایج آزمایشهای بیشتری پس از خالصسازی مواد موجود در عصاره و همچنین انجام مطالعات در مدلهای جانوری سرطانی ضروری است.
کامران الماسیه، کاظم نگارش، محمد محمودی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
گل گندم خوئی از تیره کاسنیان در شمال غرب کشور پراکنش دارد. مطالعه حاضر با هدف مدلسازی پراکنش رویشگاهی و طراحی ارتباط رویشگاهی این گونه در سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و اردبیل انجام شد. هفت متغیر محیطی و 36 نقطه حضور گل گندم خوئی در مدلسازی پراکنش رویشگاهی بر اساس شش مدل پراکنش رویشگاهی GLM، GAM، MARS، MaxEnt، RF و GBM استفاده شدند. نقشه اجماعی حاصل از مدلها در طراحی ارتباط رویشگاهی به روش مدارهای الکتریکی استفاده شد. نتایج مدلسازی رویشگاهی نشان داد که عمده پراکنش رویشگاهی گل گندم خوئی در استان آذربایجان غربی و در شرق استان اردبیل واقع است که متغیرهای فاصله از زمینهای کشاورزی، میانگین دمای سالانه و فاصله از مراتع بیشترین تأثیر را در مدلسازی پراکنش رویشگاه این گونه داشتهاند. طراحی ارتباط رویشگاهی نشان داد که بیشترین تراکم جریان حرکت، میان مناطق حضور این گونه در استان آذربایجان غربی وجود دارد. تراکم جریان مطلوبی بین مناطق حضور شرق و جنوب شرق استان اردبیل برقرار است، اما تراکم جریان حرکت گل گندم خوئی بین دو استان آذربایجان غربی و اردبیل به نسبت ضعیف است و این ارتباط رویشگاهی بیشتر از طریق شمال استان آذربایجان شرقی برقرار شده است. ارتباط رویشگاهی بالا در استان آذربایجانغربی نشاندهنده توان بسیار این گونه برای انتشار و پتانسیل آن برای افزایش مناطق تحت پوشش خود در این استان است. نتایج این مطالعه میتواند در زمینه محدوده پراکنش و نحوه انتشار گونه به کارشناسان منابع طبیعی کشور کمک نماید.
نینا علیزاده، شکوفه ملک زاده،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
هدف اين مطالعه بررسي برهمكنش اصلاح مولكول کمپلکس کورکومين(CUR) در حاملهاي بتا- و گاما –سيكلودكسترين (β-CD و γ-CD) با نانوذرات کیتوزان(CS) جهت دارورساني هدفمند و مقايسه كاركرد بين آنها بود. سیستم تحویل هدفمند دارویی شامل عامل درمانی نانوذرات CS بخش هدفگیری همان دارو و سیستم حامل CD است. محاسبات روابط تشکیل کمپلکسهای اصلاح شده و کاربرد آنها با استفاده از آنالیز دادههای اسپکتروسکوپی UV-vis انجام شد. در اين مطالعه نمودارهای طیفهای اسپکتروسکوپیها برای اثبات بهينهسازي ساختار مولکولی در کمپلکسهای اصلاح شده رسم شدند. تحليل دادههای بررسی کاربرد آنها با روش معادلات مربوطه انجام گرفت. پلیساکارید کاتیونی CS با حضور عاملهای آمینو و الکل در طول زنجیرههای پلیساکارید آن را قادر میسازد تا پیوند ثابت کووالانسی را با کمپلکسها ایجاد کند و زمینه حلالیت سیکلودکسترین را افزایش دهد. نانوذرات CS به واسطه پیوندهای هیدروژنی و برهمکنشهای واندروالس هيدروژن گروه هيدروكسيل سيكلودكسترين با هیدروکسیل گروه فنولیک مولكول دارويي CUR تقویت پيوند هيدروژني برقرار ميكند. اصلاح کمپلکس γ-CD با CS قويترين برهمكنش را با CUR نشان ميدهد. هر دوی كمپلكسهاي CUR در سیستم میزبان CD-CS جهت انتقال بار از دارو به حامل و عامل درمانی است. نانوذرات CS خاصیت سیستمهای تحویل هدفمند داروهای ضد سرطان را دارند. زیرا میدان خارجی CS را میتوان برای هدایت دارو به سمت سلولهای هدف خاص مورد استفاده قرار داد. سیستم میزبان γ-CD-CS به دليل حلاليت زياد و برهمكنش قوي آن بهترين میزبان بهعنوان حامل و عامل درمانی برای داروي CUR است.
ملیحه فرجادی، اکبر نورسته نیا،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
یکی از تنشهای غیرزیستی مهمی که روی گیاهان تأثیر منفی میگذارد، تنش فلزات سنگین است. آلودگی خاک با فلزات سنگین با پیشرفت و توسعه صنایع و مصرف کودهای شیمیایی حاوی عناصر سنگین به عنوان یکی از دغدغههای زیست محیطی عمده در جوامع بشری تبدیل شده است. جیوه یکی از فلزات سنگین و سمی است که سبب آلودگی زمینهای زراعی میشود. تجمع جیوه در گیاهان، بسیاری از اعمال سلولی را مختل و رشد و نمو را متوقف میسازد. در چنین شرایطی سیستمهای دفاعی آنزیمی و غیرآنزیمی گیاهان فعال میشوند. سيستمهاي دفاعي متعددي در فائق آمدن گياهان در شرايط تنش زا با يكديگر همكاري مينمايند. هدف اين پژوهش بررسي اثر غلظتهاي مختلف جیوه بر محتوای رنگيزههاي فتوسنتزي و فعاليت سيستمهاي دفاعي غيرآنزيمی در توتون (Nicotiana tabacum) است. پس از كاشت گياهان با شرايط يكسان در بستر هیدروپونیک و تغذیه گیاهان با محلول هوگلند تيمارهايي با غلظتهاي متفاوت نیترات جیوه (5/0، 1و3 میلی مولار) همراه با گروه شاهد و همگي در سه تكرار بر روي گياهچهها اعمال گرديد. پس از ده روز اعمال تيمار، گياهان براي انجام آزمايشها برداشت شدند. نتایج نشان داد که توتون در مواجهه با تنش فلز سنگین جیوه به منظور حفظ فشار اسمزی داخلی از تجمع اسمولیتهایی مانند پرولین و قندهای محلول کمک میگیرد. در صورتیکه کاهش محتوای رنگیزههای فتوسنتزی و افزایش میزان مالوندیآلدهید برگها نشاندهنده افزایش آسیبهای اکسیداتیو است. افزایش فعالیت آنتی اکسیدانیهای غیرآنزیمی توتون شامل آنتوسیانین، فنل، فلاونول و فلاونوئید در برگها میتواند از سازوکارهای تحمل در برابر تنش فلز سنگین جیوه باشد.