عباس بهرام، سعید ارشم، مسلم بهمنی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش توجه بر عملکرد جودوکاران خبره در شرایط واقعی و در قالب یک پژوهش تلفیقی بود. 14 جودوکار عضو تیم ملی بزرگسالان کشور در مطالعه شرکت کردند. در بخش کیفی پژوهش، توجه ورزشکاران در شرایط رقابت از طریق روش فراخوانی تحریک شده مورد شناسایی قرار گرفت. در بخش کمی، ارتباط بین تعداد نشانههای توجه و همچنین درصد توجه در مراحل آمادهسازی، اجرا و مجموع (آمادهسازی و اجرا) با مدت زمان اجرا ارزیابی گردید. یافتهها نشان داد درحالیکه توجه در مرحلۀ اجرا ارتباط معناداری با مدت زمان حرکت نداشت، توجه در مرحلۀ آمادهسازی با سرعت اجرای فن در ارتباط بود بنحویکه کاهش تعداد نشانههای توجه در مرحلۀ آمادهسازی و درعین حال افزایش درصد تمرکز روی حریف با سرعت بالاتر در اجرای فنون همراه بود. نتایج این پژوهش بطور کلی نشان میدهد تمرکز روی حریف در مرحلۀ آمادهسازی با سرعت اجرای بیشتر در اجرای تکنیک در رقابتهای واقعی همراه است.
خانم الهام رادمهر، دکتر شهاب پروین پور، دکتر رسول یاعلی، دکتر فرهاد قدیری،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، تاثیر تمرین دوتایی بر انگیزش و دقت مهارت پاتگلف با تأکید بر نقش مکالمه و مشاهده بود. آزمودنی ها شامل40 دانشجوی زن در سنین 20-37 ( میانگین 78/24 ± 56/3) بود که به طور تصادفی در گروههای مشاهده/ مکالمه، مشاهده، مکالمه و کنترل به طور مساوی تقسیم شدندودر طی 60 کوشش اکتساب و10 کوشش یادداری میبایست توپ را به منطقه هدف هدایت کنند. جهت سنجش انگیزش قبل از شروع دوره تمرین پیش از اکتساب و یادداری پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس(2000) استفاده شد. دقت اجرا به وسیله میزان نزدیکی توپ به منطقه هدف از طریق محاسبه خطای منشعب اندازه گیری شد. جهت مقایسه بین گروهها در مقادیر انگیزش و دقت از تحلیل واریانس یکراهه و جهت بررسی نقش میانجی انگیزش بر نمرات دقت اجرا از آزمون هیز (2018) استفاده شد. نتایج نشان داد که بین دقت اجرای گروههای تحقیق در آزمون اکتساب و یادداری تفاوت معنی دار وجود دارد .همچنین مقادیر انگیزش در گروه تمرین دوتایی مشاهده/ مکالمه نسبت به گروههای دیگر به طور معناداری بالاتر بود و انگیزش، نقش میانجی در اجرای کوششهای اکتساب و یادداری نداشت.لذا به مربیان توصیه میگردد در ارائه تمرینات دوتایی، هر دو منابع اطلاعاتی کلامی و مشاهدهای را مورد ملاحظه قرار دهند.
مهران داودی، الهه عرب عامری، مهدی شهبازی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف از تحقیق حاضر تعیین تأثیر خودتنظیمی حاصل از تمرینات بازخورد زیستی بر یادگیری مهارت پرتاب دارت در شرایط تحتفشار بود. شرکتکنندگان 28 دانشجوی پسر مقطع کارشناسی بودند (با میانگین سنی 21/81 و انحراف استاندارد 1/45±) که به شیوه در دسترس انتخاب شدند به صورتی که راستدست بودند و تجربهای در پرتاب دارت و کار با دستگاههای بازخورد زیستی نداشتند. این تعداد بهصورت تصادفی و همگن به چهار گروه بازخورد زیستی دیداری، شنیداری، ترکیبی و کنترل تقسیم شدند. تعداد جلسات تمرین بازخورد زیستی 4 جلسه بود که به همراه جلسات پیشآزمون، پسآزمون و یادداری در 4 هفته برگزار شد. نتایج تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس مرکب با اندازههای تکراری نشان داد که تمرین بازخورد زیستی دیداری، شنیداری و ترکیبی بر یادگیری مهارت پرتاب دارت در شرایط تحتفشار تأثیر معنیداری داشته است (P<0/05). با توجه به یافتههای تحقیق پیشنهاد میشود برای یادگیری مهارت پرتاب دارت و مهارتهایی مشابه و نزدیک به مهارت پرتاب دارت و همچنین بازخورد دهی جلسات بازخورد زیستی از بازخورد زیستی دما و پاسخ گالوانیک پوست، بهصورت دیداری، شنیداری و یا ترکیبی استفاده شود و استفاده از بازخورد زیستی ترکیبی در اولویت قرار گیرد تا شاهد بهترین نتایج بود.
دکتر ایوب اسدی، خانم سوری حیدری، خانم فاطمه شیرمهنجی، خانم فاطمه کوچک پور،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
در تحقیقات زیادی اثربخشی دستورالعملهای توجهی و تمرینات مشاهدهای را بر بهبود مهارتهای حرکتی کودکان نشان دادهاند؛ با این وجود در مورد اثرات همزمان این دو متغیر اطلاعاتی کافی وجود ندارد. هدف از پژوهش حاضر تاثیر دستورالعملهای توجهی حین مشاهده الگو بر رفتار خیرگی و دقت پرتاب از بالای شانه کودکان بود. تعداد 24 کودک 7 تا 10 سال با رشد طبیعی به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه توجه درونی و بیرونی حین الگودهی قرار گرفتند. تمرینات هر دو گروه شامل مشاهده 10 بار فیلم مدل ماهر پرتاب از بالای شانه همراه با ثبت حرکات چشم بود با این تفاوت که قبل از آن هر گروه دستورالعمل توجهی مربوط به خود را دریافت می کرد. نتایج آزمون های تحلیل واریانس مرکب و t همبسته و مستقل نشان داد که هر دو گروه افزایش معنی داری از پیش-آزمون تا پس-آزمون در دقت (p=0.001؛ p=0.001) و مدت زمان چشم آرام (p=0.005؛ p=0.001) مهارت پرتاب از بالای شانه نشان دادند. در مرحله پس آزمون گروه توجه بیرونی حین الگودهی حرکت نسبت به گروه توجه درونی حین الگودهی به طور معنی داری دقت بالاتر (p=0.01) و مدت زمان چشم آرام بیشتری (p=0.001) داشت. همچنین، گروه توجه بیرونی حین الگودهی حرکت درصد نگاه کردن بیشتری به نشانههای بیرونی مربوط (توپ و مسیر پرتاب) داشت. بنابراین هدایت توجه بینایی به اثرات حرکت الگوی مشاهده شده، موجب بهبود عملکرد حرکتی و خبرگی بینایی- حرکتی در کودکان می شود.
دکتر شقایق مدبری، دکتر مهدی شهبازی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف مطالعه: تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین انگیزه مشارکت ورزشی و وضعیت اجتماعی- اقتصادی جوانان شهر تهران میپردازد. روش کار: این تحقیق توصیفی- همبستگی بوده و به روش میدانی انجام گرفته است. جامعه آماری شامل کلیه جوانان مراجعه کننده به باشگاه های ورزشی در چهار منطقه تهران (شمال، جنوب، شرق و غرب) بود. 130 نفر به صورت تصادفی و در دسترس بعد از مراجعه به باشگاههای ورزشی انتخاب شدند و پرسشنامه های وضعیت اجتماعی- اقتصادی و انگیزه مشارکت ورزشی را تکمیل کردند. نتایج: یافته همبستگی پیرسون نشان داد که بین مؤلفه های انگیزه مشارکت ورزشی و خرده مقیاس های وضعیت اجتماعی – اقتصادی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد (05/0≥p). بحث و نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر بیانگر رابطه معنی داری بین میزان درآمد، طبقه اقتصادی، سطح تحصیلات والدین (پدر و مادر) و انگیزه مشارکت ورزشی بود. خانواده های با درآمد و طبقه اقتصادی بالا و متوسط انگیزه بیشتری به مشارکت در فعالیت های بدنی دارند. سطح تحصیلات والدین بخصوص پدران نقش مهمی در تشویق و ترغیب فرزاندان به مشارکت های ورزشی دارد.
سارا باقری، مهدی شهبازی، فضل اله باقرزاده،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
افراد برای اجرای تکالیف مشترک، نیاز به هماهنگی دارند و هدف یکسانی را دنبال میکنند. هدف این پژوهش بررسی مکانیزمهای پیشبین درهماهنگی بینفردی بازیکنان نخبه طنابزنی بود. روش پژوهش توصیفی و کاربردی بود و جامعه آماری را 24 بازیکن نخبه طنابزنی (14 تا 18 سال) تشکیل دادند. شرکتکنندگان به مدت هشت هفته تکالیف مختلف طنابزنی (طنابزدن انفرادی و دونفره در مسافتهای یکسان یا متفاوت با فرود همزمان) را تا رسیدن به اجرای صحیح و بدون بازخورد تمرین کردند. محقق برای ثبت سهبعدی حرکات پای بازیکنان و طنابها از دستگاه تحلیلحرکتی وایکان استفاده کرد و پارامترهای فضایی و زمانی را مورد بررسی قرار داد. نتایج t مستقل، تحلیلواریانس با اندازهگیریهای مکرر و تحلیلواریانس یکراهه نشان داد: افراد در متغیرهای زمان آغازحرکت، انحرافزمانی دستوپا، انحرافزمانی در چرخش طناب و نقطهفرود، همانند یکدیگر هستند (05/0 P>)، درحالیکه بین ارتفاع پرش و زمان حرکت آنها تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 P≤). بدینترتیب بازیکنان برای هماهنگشدن با هم در تکالیف مختلف، حرکت یکدیگر را شبیهسازی میکنند و سهم تلاش آنها برای هماهنگ شدن، ربطی به ویژگیهای تکلیف ندارد. در واقع با افزایش دشواری و تقاضای تکلیف مشترک، میزان هماهنگی بینفردی و به تبع آن توانایی پیشبینی افراد افزایش مییابد.
بهزاد محمدی اورنگی، دکتر رسول یاعلی، پروفسور عباس بهرام، پروفسور محمد تقی اقدسی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف مطالعه حاضر بررسی نقش استراتژیهای یادگیری حرکتی (خطی، غیرخطی و افتراقی) در تجربه غوطهوری و کلاچ در فوتبالیستهای مبتدی بود. شرکتکنندگان (66 نفر، میانگین سن =49/27 و انحراف استاندارد= 68/2) بهصورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. شرکتکنندگان بهصورت تصادفی در سه گروه خطی، غیرخطی و افتراقی برای مدت سه ماه، دو جلسه در هفته و هر جلسه یک و نیم ساعت تمرین کردند. روش مطالعه کمی و کیفی بود که در بخش کمی از پرسشنامه غوطهوری و کلاچ و در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. نتایج آزمون توکی مؤثر بودن روش غیرخطی در تجربه غوطهوری و روش خطی در تجربه کلاچ را نمایان کرد (05/0>p). درروش افتراقی غوطهوری بیشتر از روش خطی (05/0>p) و کمتر از روش غیرخطی تجربه شد (05/0<p). در بخش کیفی چهار عامل هدف، لذت، تلاش و اکتشاف شناسایی شد که نتایج بخش کمی را پشتیبانی میکند. بر اساس نتایج این مطالعه روشهای غیرخطی و افتراقی در تجربه غوطهوری و روش خطی در تجربه کلاچ مؤثر است.
خانم نسرین زندی، دکتر رسول یاعلی، دکتر عباس بهرام، دکتر شهاب پروین پور،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف از این پژوهش مقایسه اثر نوع تمرین (پرخطا و کم خطا) و سطح مهارت بر توسعه بازنمایی ذهنی مهارت پات گلف بود. . بدین منظور، 44 دانشجوی کارشناسی تربیت بدنی (22 دختر، 22 پسر؛ میانگین سنی 34/22 و انحراف استاندارد37/4 ) به شیوه تصادفی در دو گروه کم خطا ( نزدیک به دور( و پرخطا (دور به نزدیک) قرار گرفتند. هر دو گروه در مرحله یک روزه اکتساب 3 بلوک 10 کوششی برای فواصل پرتاب (25، 50، 75، 100، 125، 150 و 200 سانتیمتری) تمرین کردند. گروه کم خطا تمرین را از نزدیکترین فاصله به هدف آغازکرد و به ترتیب به دورترین فاصله رسید اما گروه پرخطا از دورترین فاصله تمرین را شروع کرد و نهایتا به نزدیک ترین فاصله رسید. در پایان از آنها آزمون یادداری فوری گرفته شد. یک روز بعد از مرحله اکتساب، آزمونهای یادداری تاخیری، انتقال تکلیف منفرد (از فاصله 225 سانتیمتری) و انتقال تکلیف دوگانه (از فاصله200 سانتیمتری همزمان با پخش صوت) اجرا شدند. برای مقایسه اثر تمرینات کم خطا و پرخطا بر اکتساب، یادداری و انتقال مهارت پات گلف تجزیه و تحلیل داده های مرحله اکتساب از آزمون تحلیل واریانس مرکب با اندازه های مکرر (8×2) استفاده شد. جهت اندازه گیری ساختار بازنمایی های ذهنی شکل گرفته در دو گروه قبل و بعد دوره اکتساب از آزمون SDA-M استفاده شد و جهت تحلیل بازنمایی ها از تحلیل کلاستر سلسله مراتبی در سطح آلفا 05/0 استفاده شد. یافته ها تغییرات کارکردی قابل ملاحظه ای در ساختار بازنمایی ذهنی پس از تمرین نشان دادند که حاکی از آن است که مهارت های حرکتی با سازگاری عملکردی دانش مرتبط با عمل در حافظه بلندمدت همراه است.
علی شکوهی زاده، عباس بهرام، شهاب پروین پور،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
نوعی بازخورد افزوده است که شامل نشان دادن یک ورزشکار یا اجرای یک مهارت بهوسیلهی کلیپ ویدیویی از عملکرد خودش یا شخص دیگر در یک مهارت خاص است. هدف تحقیق حاضر تعیین اثربخشی تمرین دوتایی همراه با بازخورد ویدیویی بر یادگیری شنای کرال سینه بود. بدین منظور 24 دانشآموز پسر با دامنهی سنی 11 تا 17 سال که هیچ تجربهی قبلی در یادگیری شنای کرال سینه نداشتند دو گروه 12 نفرِ تمرین دوتایی و تمرین دوتایی همرا بابازخورد ویدیویی را تشکیل دادند. هر دو گروه ابتدا توسط مربی توجیه شدند سپس در گروه تمرین دوتایی یکی از مهارت آموزان وارد آب شد و دیگری بیرون آب اجرای او را مشاهده کرد و پس از اتمام کوشش خطاها و حرکات را با یار خود مرور کردند. در گروه تمرین دوتایی_بازخورد ویدیویی یکی از یارها از اجرای دیگری فیلمبرداری میکرد و به او نشان میداد. مداخله تمرینی به مدت 8 جلسه و هر جلسه 10 کوشش تمرینی به طول انجامید و پس از پایان جلسه هشتم آزمون اکتساب شنای کرال سینه به طول 10 متر به عمل آمد و سپس به فاصله یک هفته مجدداً آزمون یادداری به عمل آمد و فیلمبرداری شد. نتایج نشان داد دو گروه هم در اکتساب و هم در یادداری با یکدیگر تفاوت معناداری داشتند و گروه تمرین دوتایی همراه با بازخورد ویدیویی درمجموع عملکرد بهتری داشت. بر اساس نتایج میتوان نتیجهگیری کرد که روش دوتایی-بازخورد ویدیویی، علاوه بر مقرونبهصرفه بودن ازلحاظ مصرف انرژی و فضای آموزشی، اثربخشی بیشتری نیز نسبت به تمرین دوتایی در آموزش شنا دارد
.
حبیب اله حامدیان، مهدی نمازی زاده، صادق نصری، سید محمدکاظم واعظ موسوی، پروانه شمسی پور دهکردی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف مطالعه حاضر بررسی اثر سن نسبی وسن تقویمی بر تواناییهای حرکتی دانشآموزان 7تا12سالبود. برایناساس تعداد 600 دانش آموز دختر و پسر 12-7سال در سه رده سنی 8-7سال، 10-9 سال و 12-11سال انتخاب شدند. برای تعیین سن نسبی، تاریختولدتمامیشرکتکنندگانجمعآوریشد.سپسماههایتولدآنهاتعیین و سن دقیق نمونهها برحسب روز محاسبه و به ماه و سال تبدیل شد. درنهایت جهت ارزیابی توانایی حرکتی از آزمون توانایی حرکتی (DMT) استفادهشد. نتایج نشان داد اثر اصلی سن تقویمی ومتغیر تواناییهای حرکتی معنادار بود. مقایسه میانگینها نشان داد دانشآموزان رده سنی 12-11سال دارای میانگین توانایی حرکتی بالاتری نسبتبه دانشآموزان دختر و پسر ردههای سنی دیگر داشتند. همچنین اثر اصلی سن نسبیتواناییهای حرکتی معنادار بود. مقایسه میانگینها نشان داد دانشآموزان دختر و پسر متولدشده در چارکهای اول و دوم سال دارای میانگین توانایی حرکتی بالاتری نسبت به چارکهای سوم و چهارم میباشند. نتایج نشان داد اثر تعاملی سن نسبی درسن تقویمی نیز معنادار بود. لذا دانشآموزان دختر برای هریک از ردههای سنی 8-7سال، 10-9سال و 12-11سال در چارکهای اول و دوم سال بالاترین نمره توانایی حرکتی و دانشآموزان دختر در ردههای سنی 8-7سال، 10-9سال و 12-11سال در چارک چهارم دارای پایینترین نمره توانایی حرکتی میباشند.
آذر حبیبی نژاد، حمید رجبی، فرهاد قدیری، مهرداد عنبریان،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
یکی از مهمترین موضوعات افراد سالمند، مسئله سلامت جسمانی و مشکلات شناختی است. هدف از این مطالعه مقایسه فعالیت تکلیف دوگانه مقاومتی-شناختی با شدتهای مختلف بر خستگی، تعادل و عملکرد شناختی زنان سالمند بود. پژوهش حاضر به روش نیمهتجربی با حضور 20 نفر از زنان سالمند 60 تا 70 سال انجام شد. افراد آزمونهای واماندهساز پرسپا با دستگاه و پرس سرشانه با دمبل را در ترکیب با بار شناختی با دو شدت مختلف (70 درصد 1RM با بار شناختی پایین و 30 درصد 1RM و بار شناختی بالا) در دو روز با فاصله 48 ساعت انجام دادند و دادههای تست تعادل، فعالیت عضلات در بالاتنه و پایین تنه(الکترومیوگرافی) و تست استروپ جمع آوری و با روش آماری t وابسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از زمان واماندگی، تست شناختی و تعادل در بین دو شدت اختلاف معنی داری داشت (05/0p<). اما در رابطه با طیف میانی فرکانس عضلات اختلاف معناداری بین دو شدت مشاهده نشد (05/0p>). استفاده از تمرین با شدت کم و بار شناختی بالا بر میزان خستگی اندام بالاتنه موثرتر است یعنی فشار بیشتری را ایجاد میکند که احتمالا برای ارزیابی موفقیت آمیز بودن این برنامههای در طولانی مدت باید بررسی بیشتری انجام بگیرد.
محمد مهدی خیرخیز، بهروز عبدلی، ، علیرضا فارسی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی شاخص های شبکه اجتماعی در پست های مختلف بازی بسکتبال انجام شد. تحلیل متغیرهای شبکه در دو سطح میکرو (فردی) و ماکرو (تعامل کل تیم) انجام گرفت. 24 بازی تیم بسکتبال شیمیدر در رقابت های لیگ برترایران سال1400 به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. شاخص های شبکه شامل درجه مرکزیت، میانگذری، نزدیکی، بردار ویژه و چگالی در بین موقعیتهای بازی بررسی شد. نتایج ANOVA یک طرفه در سطح میکرو، تفاوت های آماری بین موقعیت های بازی درشاخص های درجه مرکزیت (000/0=P .29/61=(4.15)F)، میانگذری (000/0=P .11/210=(4.15)F) و نزدیکی (000/0=P .55/78=(4.15)F) نشان داد اما در شاخص بردار ویژه (184/0=P .58/1=(4.15)F) تفاوتی مشاهده نشد. نتایج آزمون تعقیبی بین بازیکن موقعیت 1 (پوینت گارد) و سایر موقعیت ها تفاوت معنی داری را نشان داد. چگالی تیمی در سطح ماکرو تفاوت معنی داری بین نتایج عملکرد در شبکه های موفق و ناموفق نشان داد. نقش بازیکن پوینت گارد به عنوان موقعیتی که بیشترین تعامل را با هم تیمی ها در طول مسابقه برقرار می کند مشاهده شد. از طرف دیگر بازیکنی که نقطه اتکا تیم است ضروتا امتیازآورترین بازیکن تیم نمی باشد. این نتایج ممکن است بهعنوان ابزاری برای مربیان استفاده شود تا استراتژی تیم خود را به روش مشخص و قابل اندازهگیری بهبود بخشند.
خانم سوسن تعبدی، دکتر شهزاد طهماسبی بروجنی، دکتر مرجان نامجو،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
تحقیقات پیشین حاکی از اثربخشی مداخلات مربی محور و والدین محور بر کودکان اختلال هماهنگی رشدی بوده است اما بررسی این دو رویکرد در کودکان کمتوان ذهنی انجام نشده است. لذا، هدف این پژوهش، مقایسه رویکرد آموزشی والدین محور و مربی محور بر تبحر حرکتی و رشد شناختی کودکان کمتوان ذهنی آموزشپذیر بود. 40 دختر مبتلا به کمتوان ذهنی آموزشپذیر شهرستان جهرم به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه تجربی والدین محور (80/1 ± 70/7) و مربی محور (91/0 ± 10/8) تقسیم شدند. در مرحله پیشآزمون شرکتکنندگان آزمون رشد شناختی (نرمافزار مداخلات شناختی مغز من) را انجام دادند. پس از آن، آزمون تبحر حرکتی (بروینینکز اوزرتسکی) در محیط مدرسه از تمام شرکتکنندگان به عمل آمد. مداخله برای گروه مربی محور توسط مربی در مدرسه به شیوه انفرادی، انجام شد و برای گروه والدین محور، توسط والدین در محیط خانه به مدت 6 هفته و هر هفته 3 جلسه 45 دقیقهای انجام شد. بعد از اجرای پس آزمون، نتایج تحلیل واریانس مرکب نشان داد که تمرینات مربی محور نسبت به والدین محور موجب بهبود تبحر حرکتی و رشد شناختی شد (05/0≥P). همچنین تمرینات والدین محور نیز موجب بهبود مهارتهای ظریف شد(05/0≥P).
فاطمه جوکار، داوود فاضلی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر القاء کلیشههای مثبت بر شایستگی ادراک شده، علاقه و یادگیری حرکتی دختران نوجوان بود. بدین منظور، از میان دختران نوجوان شهر شیراز، 30 دختر با دامنه سنی 13-10 ساله به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. شرکتکنندگان پس از انجام 10 کوشش، بهطور تصادفی در دو گروه مساوی تجربی و کنترل جای گرفتند. شرکتکنندگان قبل از ورود ، دستورالعملهای مرتبط را دریافت کردند، سپس از آنان خواسته شد باضربه بغل پا، اهداف معینی را هدف قرار دهند. شرکتکنندگان 24 ساعت پس از آخرین کوشش اکتساب در آزمون یادداری شرکت کردند. از شرکتکنندگان خواسته شد تا قبل از پیشآزمون، بعد از اکتساب و قبل از یادداری به سؤالات مرتبط با شایستگی ادراک شده و علاقه/لذت پاسخ دهند. برای تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس مرکب (بلوکهای تمرینی)5Í(گروهها)2 در مرحله اکتساب، آزمونهای تحلیل واریانس یکراهه در مراحل پیشآزمون و یادداری و آزمونهای تی مستقل برای پرسشنامهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 21 و در سطح اطمینان 05/0≥P استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو گروه بهبود معناداری در عملکرد در مرحله اکتساب داشتهاند. نتایج همچنین نشان داد کلیشههای مثبت باعث افزایش شایستگی ادراک شده و یادگیری حرکتی دختران نوجوان در مرحله یادداری میشود.
زهرا باری، مهین عقدائی، علیرضا فارسی، حمیدرضا کبروی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین تأثیر سطوح مختلف دشواری تکلیف تعادلی و سانیفیکیشن الگوی عضلانی بر تعادل سالمندان بود. 11 سالمند سالم (8 زن و 3 مرد) با میانگین سنی 26/2 ± 09/66 بهصورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. معیارهای ورود شامل عدم وجود مشکلات ساختاری در پاسچر فرد، عدم شکستگی اندام تحتانی طی شش ماه گذشته، عدم مشکلات بینایی اصلاح نشده، عدم مشکلات دهلیزی، عدم مصرف داروهای اعصاب، مواد مخدر، الکل و هرگونه ماده منجر به سرگیجه و یا عدم تمرکز و تأثیرگذار بر تعادل بود.
از هر کدام از آزمودنیها خواسته شد در 2 شرایط با سانیفیکیشن الگوی فعالیت عضلانی و بدون آن روی سه سطح صفحه تعادل با ناپایداری متفاوت (سطوح 6، 8 و 10) بایستند. شاخصهای تعادل (کلی، میانی جانبی و قدامی خلفی) از طریق دستگاه تعادلسنج بایودکس ثبت شد. مدت زمان هر آزمون 20 ثانیه و زمان استراحت بین آزمونها 10 ثانیه بود. یافتهها نشان داد که با افزایش دشواری تکلیف تعادلی شاخص کلی تعادل، میانی جانبی و قدامی خلفی افزایش معناداری داشت. و در شرایط حضور سانیفیکیشن الگوی فعالیت عضلانی در مقایسه با شرایط بدون سانیفیکیشن الگوی فعالیت عضلانی در سطح 6 شاخصهای کلی (005/0P=)، قدامی - خلفی (002/0P=) جانبی – میانی (022/0P=) کاهش معناداری داشت. بهطور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که افزایش دشواری تکلیف تعادلی نوسان قامت را افزایش میدهد و ارائه سانیفیکیشن الگوی فعالیت عضلانی میتواند در کاهش نوسان قامت کمک کند و تعادل را بهبود بخشد.
دکتر زهرا پورآقایی اردکانی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
چکیده
مقدمه و هدف: مطالعه پیشرو با هدف تحلیل مقالات یک دهه اخیر در حوزه کانون توجه کودکان و نوجوانان با رویکرد علمسنجی انجام شده است.
روش : روش پژوهش توصیفی و از نوع مقالات مروری است. در این مطالعه با بکارگیری استراتژی جستجوی مشخص در پایگاه استنادی وب آو ساینس WoS، تعداد 29 مقاله مرتبط در حوزه کانون توجه در بازه زمانی 2023-2013 انتخاب و با استفاده از نرم افزارهای هیستسایت(HistCite) و وی.او.اس. ویور(VOSviewer) تحلیل شدند.
یافته ها: یافتهها نشان داد که موضوعات اصلی پژوهشی شامل اجرای حرکتی، یادگیری حرکتی و کنترل حرکتی بودند و کانون توجه بیرونی در این مقالات بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، توجه پژوهشی نسبت به نوجوانان کمتر از کودکان بوده است. فعالترین مجلات در این حوزه Human Movement Science وPsychology of Sport and Exercise بودند. از سوی دیگر، نویسندگان برجسته مانند ولف، عبداللهیپور و پستا بیشترین ارجاعات علمی را کسب کردند.در زمینه همکاریهای بینالمللی، کشورهایی مانند آمریکا، انگلیس و استرالیا پیشتاز بودند و آمریکا ارتباطات قوی با ایران و جمهوری چک داشت که نقش مهمی در شبکههای علمی ایفا میکردند.
نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که نقش دستورالعملهای کانون توجه در یادگیری و اجرای حرکتی، بهویژه در کودکان و نوجوانان، حوزهای نوظهور و در حال تکامل است. با این حال، دستورالعملهای توجهی در این گروههای سنی که ویژگیهای شناختی در حال رشد دارند، تاکنون کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. با این حال، بررسی ویژگیهای شناختی این گروههای سنی که در حال رشد هستند، هنوز کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. این تحلیل تأکید میکند که تقویت همکاریهای بینالمللی و تمرکز بر شکافهای پژوهشی موجود میتواند مسیر تحقیقات آینده را هموار کند.
کلیدواژهها: عملکرد ورزشی، کودکان و نوجوانان، رشد شناختی، راهبردهای توجه، مطالعه علمسنجی
علی اکبر بهشت آیین، یوسف گرمنجانی، غلامحسین ناظم زادگان،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
مقدمه: آتشنشانان در مواجهه با شرایط بحرانی و خطرناک، نیازمند عملکرد بهینه و سریع در موقعیتهای اضطراری هستند. با توجه به پیچیدگی وظایف آنها و فشارهای روانی ناشی از فعالیتهای روزمره، بررسی روشهایی که میتوانند به بهبود عملکرد و افزایش کارایی آنها کمک کنند، اهمیت ویژهای دارد.
هدف: این پژوهش با هدف تعیین تأثیر تمرینات ذهنآگاهی بر هماهنگی، کارکردهای اجرایی و مهارتهای حرکتی تخصصی آتشنشانان انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل آتشنشانان ایستگاههای آتشنشانی استان شیراز بود و ۶ ایستگاه از ۲۴ ایستگاه به روش خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. سی آتشنشان پس از همتاسازی در نمرات پیشآزمون به صورت تصادفی به دو گروه ۱۵ نفری کنترل و آزمایش تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت هشت هفته (هر هفته ۳ جلسه ۳۰ دقیقهای) تمرینات ذهنآگاهی را دریافت کردند. ابزارهای ارزیابی شامل آزمون گروود پگبورد، آزمون N-back و آزمونهای مهارتهای حرکتی تخصصی آتشنشانان بودند. دادهها با تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که مداخله تمرینات ذهنآگاهی تأثیر معناداری بر بهبود عملکرد گروه آزمایش در متغیرهای هماهنگی (p < 0.001)، مهارتهای حرکتی تخصصی (p = 0.044) و کارکردهای اجرایی (p < 0.001) داشته است. اما در آیتم باز و بست لوله (از متغیرهای مهارتهای حرکتی تخصصی آتشنشانان)، تفاوت معناداری بین عملکرد دو گروه آزمایش و کنترل دیده نشد (p = 0.087).
بحث و نتیجهگیری: این پژوهش اهمیت تمرینات ذهنآگاهی در ارتقای تواناییهای کلیدی آتشنشانان را نشان میدهد و میتواند به طراحی برنامههای آموزشی مؤثر برای بهبود عملکرد آتشنشانان کمک کند.
مژگان فلاح، مهتا اسکندرنژاد، بهزاد بهزادنیا،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر خستگی ذهنی و بدنی بر توجه و عملکرد پرتاب آزاد در بسکتبالیستهای ماهر و مبتدی بود. این مطالعه به روش نیمهتجربی و با طرح پیشآزمون–پسآزمون روی ۳۰ بسکتبالیست زن (۱۵ ماهر و ۱۵ مبتدی) انجام شد. برای القای خستگی ذهنی از نرمافزار استروپ پیچیده و برای خستگی بدنی از پروتکل خستگی ویژه بسکتبال استفاده شد. توجه انتخابی و توزیعشده و دقت پرتاب آزاد بهعنوان شاخصهای عملکرد اندازهگیری شدند. نتایج نشان داد که خستگی ذهنی در گروه مبتدی باعث کاهش معنادار در دقت توجه و عملکرد پرتاب آزاد شد، اما در گروه ماهر تأثیر خستگی ذهنی بر عملکرد پرتاب معنادار نبود. خستگی بدنی در هر دو گروه منجر به کاهش معنادار در دقت توجه و عملکرد پرتاب شد. یافتهها نشان میدهد که بازیکنان ماهر مقاومت بیشتری در برابر آثار منفی خستگی ذهنی دارند، اما خستگی بدنی همچنان عملکرد آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. این نتایج اهمیت طراحی تمرینهای هدفمند برای ارتقاء عملکرد در شرایط خستگی را برجسته میکند.
دکتر حمید صالحی، دکتر سیدمحمدرضا موسوی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
زمینه و هدف : باورهای کلیشهای در بافت فرهنگی جوامع ریشه دواندهاند. با گسترش دانش و رسانههای ارتباطی، انتظار میرود شیوع آنها کاهش یابد. ارزیابی میزان رواج این باورها، بهویژه در میان نسل جوان، - میتواند درک روشنتری از تغییرات فرهنگی ارائه دهد. این پژوهش با هدف بررسی باورهای کلیشهای مرتبط با سالمندی در میان نسل جوان ایرانی و ارزیابی نگرش آنان نسبت به فعالیتهای حرکتی، ورزشی و شناختی سالمندان انجام شد.
روشها: پژوهش از روش ترکیبی کیفی و کمی بهره برد. در بخش کیفی، مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۸ دانشجوی جوان انجام شد و دادهها با تحلیل مضمون بررسی گردید. مضامین استخراجشده مبنای طراحی پرسشنامهای قرار گرفت که در بخش کمی توسط ۲۵۲ دانشجوی کارشناسی و تحصیلات تکمیلی تکمیل شد. پایایی و روایی ابزار با تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی تأیید شد.
یافتهها: تحلیل کیفی نشان داد نگرش جوانان نسبت به سالمندی در سه بعد جسمانی، شناختی و خلقیروانی-اجتماعی قابل طبقهبندی است. باورهای آنان درباره فعالیتهای مناسب سالمندان شامل چهار مضمون اصلی بود: فعالیتهای حرکتی با شدت کم تا متوسط، مشارکت ورزشی با توجه به محدودیتهای جسمی، فعالیتهای شناختی سبک تا متوسط و تلقی سالمندی به عنوان دورهای برای لذتجویی و فعال بودن. نتایج کمی نیز نشان داد گویههای طراحیشده با دادههای جامعه هدف سازگار و از پایایی مناسبی (ɑ= .73-.82) برخوردار هستند.
نتیجهگیری: جوانان ایرانی سالمندان را دارای محدودیتهای حرکتی و شناختی میدانند و معتقدند فعالیتهای آنان باید آسان و معتدل باشد. علاوه بر این، سالمندی از نظر آنان دورهای برای استراحت، خوشگذرانی و فعالیتهای اجتماعی و هنری سبک است. این باورهای کلیشهای احتمالا ناشی از دیدگاه جامعه نسبت به ناکارآمدی سالمندان در محیطهای ساختاریافته است.
حمید صالحی، فاطمه حیدرینسب،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ادراک دانشجویان ایرانی از طبقهبندی جنسیتی فعالیتهای ورزشی و تحلیل میزان توافق جمعی در این بازنماییهای اجتماعی انجام شد.
روششناسی: در این مطالعه توصیفیتحلیلی، ۱۹۱ دانشجو (۱۰۳ زن، ۸۸ مرد) با میانگین سنی ۶۱/۲۳ (انحراف استاندارد = ۰۴/۵) سال بهصورت داوطلبانه مشارکت کردند. ابزار پژوهش، پرسشنامهای شامل ۲۵ رشته ورزشی با مقیاس لیکرت ۷ درجهای (از کاملاً زنانه تا کاملاً مردانه) بود. برای تحلیل دادهها از آزمون یو من–ویتنی جهت مقایسه بینگروهی و ضریب همبستگی درونطبقهای (ICC) برای سنجش میزان توافق استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد ۱۱ رشته در دسته مردانه، ۱۰ رشته در دسته خنثی و چهار رشته در دسته زنانه قرار گرفتند. اگرچه الگوی کلی طبقهبندی در هر دو جنس مشابه بود، مردان بهطور معناداری فعالیتها را مردانهتر از زنان ارزیابی کردند (p < .001). برخلاف پیشبینیها، میزان توافق کلی پایین بود (ICC = 0.13)و این میزان در مردان (ICC = 0.13) بیشتر از زنان (ICC = 0.07) بود، درحالیکه بیشترین توافق مربوط به ارزیابی زنان از ورزشهای زنانه بود (ICC = 0.53).
نتیجهگیری: یافتهها نشاندهنده همزمانی وجود الگوهای نسبتاً پایدار طبقهبندی و سطح پایین اجماع فردی است. این الگو بیانگر نوعی ناهمگونی در درونیسازی بازنمایی کلیشههای جنسیتی میان دانشجویان است. نوآوری پژوهش حاضر در ترکیب تحلیل طبقهبندی با شاخصهای توافق نهفته است که نشان میدهد اتکا صرف به مطالعه میانگینها بدون در نظر گرفتن میزان اجماع اجتماعی، تصویر ناقصی از پویاییهای جنسیتی ارائه میدهد. این نتایج بر ضرورت توجه به شاخص توافق در مطالعات جنسیت و ورزش تأکید دارد.