جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای منفرد

سجاد منفرد، دکتر طاهر پریزادی، دکتر حبیب اله فصیحی، دکتر علی شماعی،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

فضا تولید اجتماعی است و دوگانگی فضای شهری بازتاب‌دهنده دوگانگی اجتماع شهر در ابعاد مختلف است. در شهر تهران رشد نامتوازن و تمرکز توسعه و امکانات در بخش­هایی از شهر، موجب شکل‌گیری الگوی نابرابر کیفیت زندگی و تبدیل آن به فضایی طبقاتی شده است. از این­رو هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی نمودهای فضایی دوگانگی شهری در کلان‌شهر تهران و شناسایی الگوهای فضایی نابرابری در سطح مناطق شهر است. این تحقیق روشی توصیفی – تحلیلی داشته و  محدوده جغرافیایی مورد مطالعه، مناطق 22­گانه شهرداری تهران است. داده‌ها و اطلاعات  مربوط به 45 شاخص مورد بررسی، از نتایج سرشماری­ عمومی نفوس و مسکن سال­ 1395 و همچنین سالنامه­های آماری سال­های 1398 تا 1401 شهرداری تهران به‌دست آمده و از تکنیک تصمیم­گیری چند معیاره CORASO  و شاخص خودهمبستگی فضایی موران به‌ترتیب برای رتبه‌بندی برخورداری و بررسی روابط فضایی میان مناطق استفاده شده است.
 یافته‌های پژوهش نشان می­دهد که ساختار فضایی شهر تهران با نوعی دوگانگی مواجه است که به‌صورت شکاف میان مناطق شمالی و جنوبی شهر نمود یافته است. بر اساس نتایج حاصل از مدل CORASO، پهنه شمالی شهر تهران، از جمله مناطق 6، 1 و 3 با امتیازات25313/0، 17013/0 و 12703/0 دارای بالاترین سطوح برخورداری بوده و در مقابل، پهنه جنوبی، به‌ویژه مناطق 17 با امتیاز 25313/0- ، منطقه 10(23450/0-) و منطقه 18 (22924/0-)  در زمره مناطق کم‌برخوردار قرار دارند. همچنین مقدار شاخص موران برابر با 433510/0  می­باشد که از یک سو بیانگر وجود همبستگی فضایی بین مناطق بوده و از سوی دیگر نشانگر داشتن الگوی خوشه­ای است. به این معنا که مناطق برخوردار تمایل دارند در مجاورت یکدیگر خوشه‌هایی از توسعه‌یافتگی ایجاد کنند، در حالی‌که مناطق کم‌برخوردار نیز به ‌صورت خوشه‌هایی از محرومیت در نواحی جنوبی شهر پدیدار شده‌اند. این وضعیت بازتابی از تمرکز تاریخی منابع، خدمات و سرمایه‌گذاری‌ها در نواحی شمالی شهر و محرومیت نسبی مناطق جنوبی است.

آقای محسن کلانتری، آقای حسین طهماسبی مقدم، خانم بهاره اکبری منفرد،
دوره 24، شماره 74 - ( 7-1403 )
چکیده

شهریادگیرنده به‌عنوان یکی از استراتژی‌های نوین در برنامه‌ریزی‌شهری، با بهره‌گیری از مفهوم یادگیری‌مادام‌العمر، جوامع شهری را برای رویارویی با چنین چالش‌هایی مجهز می‌سازد. چنین رویکردی با محور قراردادن کاربری‌های‌یادگیرنده، مناسب‌ترین مدرسه برای تقویت یادگیری در شهرها ‌می باشد. در همین­راستا، پژوهش حاضر به بررسی و ارزیابی پراکنش کاربری­های­یادگیرنده از منظر عدالت­فضایی برای تحقق رویکرد شهریادگیرنده در شهرزنجان اختصاص دارد؛ و هدف اصلی آن، پی بردن به تعادل و توازن فضایی در توزیع کاربری­های­یادگیرنده شهرزنجان، برای توسعۀ رویکرد شهریادگیرنده می­باشد. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و نحوۀ گردآوری داده‌ها، کتابخانه‌ای-اسنادی است. جهت تجزیه‌و تحلیل یافته‌ها، از دو شاخص ظرفیت و عدالت‌اجتماعی در چارچوب مقایسۀ سرانه و سطوح مطلوب، تکنیک میانگین نزدیک‌ترین همسایگی و آنتروپی بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از تجزیه‌وتحلیل نحوۀ توزیع کاربری‌های یادگیرنده در وضع موجود، حاکی از آن است که توزیع و پراکنش این کاربری‌ها در سطح شهر، به‌صورت متمرکز و خوشه‌ای بوده و با عدم تعادلات فضایی همراه است. به‌طوریکه اختلافات کمی و کیفی بسیار بالایی را میان مناطق سه‌گانۀ‌شهری به‌ویژه حواشی شرقی منطقۀ‌دو نشان می‌دهند. چنین مسئله‌ای توسعۀ رویکرد شهر یادگیرنده در شهرزنجان را با مشکل روبه‌رو ساخته و موجب تمرکز این خدمات در مرکز شهر و کمبود‌شان در نواحی پیرامونی شده است. به‌طوریکه نابرابری‌های عمیقی میان نواحی مسکونی شهر به‌وجود آمده است. در همین‌راستا نتایج تحقیق، پیشنهاداتی را جهت سازماندهی مجدد کاربری‌های یادگیرنده، به منظور برقراری رویکرد عدالت‌فضایی در سطح شهر، ارائه می‌دهد.
اسماعیل نجفی، ابوالفضل فرجی منفرد، مهدی احمدی،
دوره 25، شماره 76 - ( 1-1404 )
چکیده

گسترش مناطق کوهستانی و بیابانی در سرزمین ایران، سبب شده تا پدیده‌های شناخته‌ شده ژئومورفولوژیکی نیز، رخنمون نماید. مخروط‌افکنه از جمله این پدیده‌هایی هستند که در مناطق مختلف پراکنش یافته‌اند. شناسایی عوامل به وجود آورنده و آگاهی از تأثیرات آن‌ها می‌تواند انسان را در کنترل و محدود نمودن برخی از مخاطرات طبیعی و همچنین آمایش بهینه سرزمین کمک کند. در این پژوهش سعی شد از طریق بررسی شواهد موجود مخروط افکنه‌ها به ارزیابی وضعیت فعالیت‌های تکتونیکی در جنوب دامنه‌های رشته‌کوه خرقان در شمال شرق استان همدان پرداخته شود؛ بنابراین در ابتدا روند گسترش مخروط‌افکنه‌های منطقه (متشکل از دو مخروط‌افکنه گوزل‌دره و کرفس و چندین مخروط‌افکنه کوچک) با استفاده از نقشه‌ها و نرم‌افزارهای مختلف ترسیم شد، سپس به ارزیابی شواهد موجود در خصوص فعالیت تکتونیک پرداخته شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که در بعضی از قسمت‌ها تکتونیک فعال (مثل قسمت شرقی مخروط‌افکنه گوزل‌دره) و در بعضی مناطق غیرفعال (الگوی قرارگیری مخروط‌افکنه‌های کوچک در محدوده بین مخروط کرفس و گوزل‌دره) است. شواهد دیگر در بستر و حاشیه مخروط‌افکنه گوزل نشان از تغییرات زمین ساختی در اثر فعالیت گسل‌های فعال در قسمت شرقی منطقه است که الگوی حرکت آبراهه‌های را در بستر رودخانه تغییر داده و منجر به تخریب و کاوش قسمت‌های کناری رودخانه شده است. همچنین الگوی زهکشی و عمق برش در سطوح مخروط‌‍ افکنه‌ها از وجود فعالیت نسبی زمین‌ساخت در مخروط افکنه‌ها است. جایگاه‌های تهیه‌ شده نشان از دوره‌های آرام و فعال در دوره‌های مختلف زمین‌شناسی در منطقه موردمطالعه است. به‌طوری‌که ابتدا با یک دوره آرام طولانی‌مدت شروع و سپس جنبش‌های زمین‌ساخت فعالیت کرده و در ادامه با نوسان‌هایی ادامه پیداکرده است


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی است.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Applied Researches in Geographical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)